یعنی چه
این واژه در لغت به معنای کسی است که در انجام کار، کسب دانش، پیشرفت یا هنر از دیگران عقبتر مانده است. همچنین در اصطلاحات روانشناسی و پزشکی گذشته، به افرادی که دچار کمتوانی ذهنی یا جسمی هستند اطلاق میشد؛ هرچند امروزه در ادبیات رسمی و اجتماعی، واژههای محترمانهتری مانند «توانخواه» یا «دارای کمتوانی ذهنی» جایگزین آن شده است.
مترادف
این کلمات در متون مختلف بسته به سیاق متن (توسعهیافتگی یا مباحث پزشکی) به عنوان هممعنی به کار میروند.
تلفظ
این ترکیب از دو واژهٔ «عَقَب» (به صیغهٔ فتحه برای عین و قاف) و «اِفْتادِه» (صفت مفعولی از مصدر افتادن) تشکیل شده است.
در جدول
پاسخ دقیق برای این مفهوم در جدول کلمات متقاطع، با توجه به تعداد حروف، واژهٔ «عقب افتاده» است.
به انگلیسی
بسته به اینکه واژه در مفهوم پزشکی به کار رود یا در مفهوم توسعهٔ اجتماعی و اقتصادی، معادلهای انگلیسی متفاوتی دارد.
به عربی
در زبان عربی برای رساندن مفهوم عقبماندگی در توسعه یا زمان، از این مشتقات استفاده میشود.
به ترکی
ترکی استانبولی برای جنبههای اجتماعی و پزشکی این واژه، اصطلاحات مجزایی دارد.
جمعبندی و توضیح کامل عقب افتاده
واژهٔ «عقبافتاده» یک ترکیب وصفی مرکب از ریشهٔ عربی «عقب» (به معنی پشت سر) و صفت مفعولی فارسی «افتاده» است. این کلمه در طول زمان در دو حوزهٔ کاملاً مجزا به کار رفته است؛ نخست در معنای عمومی و اجتماعی برای اشاره به هر شخص، جامعه یا پدیدهای که از کاروان علم، دانش و توسعه عقب مانده است، و دوم در اصطلاحات قدیمی پزشکی و روانشناسی برای توصیف افرادی با محدودیتهای ذهنی یا هوشی.
در جامعهٔ امروز و زبان معیار، استفاده از این واژه برای اشخاصِ دارای معلولیت یا کمتوانی ذهنی به دلیل بار معنایی منفی و نامحترمانهٔ آن منسوخ شده و جای خود را به واژههای علمیتر و صمیمانهتری نظیر «توانخواه» داده است. با این حال، کلمهٔ عقبافتاده همچنان در متون اقتصادی، تاریخی و اجتماعی برای توصیف ساختارهای سنتی و پیشرفتنکرده کاربرد دارد.