یعنی چه
طباع تام در حکمت هرمسی و فلسفه اشراقی (بهویژه آثار سهروردی) به معنای منِ فرشتهگون و هادی غیبی هر انسان است. بر اساس این باور، هنگام هبوط روح به جهان مادی، پارهٔ آسمانی انسان در ملکوت باقی میماند و سالک در مسیر سلوک با این حقیقت نورانی دیدار میکند.
تلفظ
این عبارت به صورت «طِباعِ تام» تلفظ میشود. ترکیب مذکور از دو واژه عربی «طباع» (جمع طبع یا به معنی سرشت) و «تام» (به معنی کامل) ساخته شده است.
در جدول
پاسخ این عبارت در جدول کلمات متقاطع ۷ حرف دارد و معمولاً به عنوان متمم آسمانی روح یا پیر نورانی نیز شناخته میشود.
به انگلیسی
در متون فلسفی و روانشناسی تحلیلی غرب، از این واژه برای اشاره به خویشتن متعالی و هدایتگر الهی درون انسان استفاده میشود.
به عربی
این اصطلاح ریشه در زبان عربی دارد و در دوره نهضت ترجمه از متون یونان باستان به متون حکمی و عرفانی فلاسفه اسلامی وارد شد.
به فارسی
معادلهای فارسی، عرفانی و اصطلاحی این مفهوم شامل تعابیری چون پیر نورانی، فرشته نگهبان، منِ برتر، روحالقدس شخصی و شاهد غیبی است.
نماد چیست
طباع تام نماد فرشته شخصی سالک و خرد باطنی است. سهروردی نقل میکند هرمس با این موجود روحانی دیدار کرد و وقتی از او پرسید تو کیستی، پاسخ داد: من طباع تام و حقیقت آسمانی تو هستم.
جمعبندی و توضیح کامل طباع تام
اصطلاح «طباع تام» یکی از عمیقترین و کلیدیترین مفاهیم در حکمت هرمسی و فلسفه اشراقی، بهویژه در آثار شیخ اشراق (سهروردی) است. این مفهوم به هادی آسمانی، منِ فرشتهگون یا فرشتهٔ نگهبان باطنی هر فرد اشاره دارد. در باور حکما، زمانی که روح انسان به جهان مادی هبوط کرد، پارهٔ آسمانی و نورانیاش در ملکوت باقی ماند؛ از این رو سالک در مسیر سیر و سلوک خود، در نهایت با این حقیقت نورانی دیدار کرده و با آن به اتحاد میرسد.
این واژه ریشه عربی داشته و در دوره نهضت ترجمه از متون یونان باستان به زبان عربی و سپس به ادبیات عرفانی و فلسفی فارسی راه یافته است. تعابیری چون «طبیعت کامله»، «پیر نورانی» و «شاهد غیبی» به خوبی ابعاد مختلف این مفهوم را آشکار میسازند. همچنین در جدول کلمات متقاطع، پاسخ این واژه دقیقاً شامل ۷ حرف است.
در حوزه نمادشناسی، طباع تام جلوهای از خرد باطنی و نور هدایتگر درون انسان است که میان عالم خاک و افلاک پیوند برقرار میکند. داستان معروف دیدار هرمس با این موجود روحانی و شنیدن عبارت «انا طباعک التام»، به زیبایی هرچه تمامتر نقشِ این حقیقت سرمدی را در هدایت بشر تصویر میکند.