یعنی چه
تحاکم در لغت و اصطلاح حقوقی به معنای مراجعهٔ طرفین دعوا به قاضی، حاکم یا مرجع قضایی برای حل و فصل اختلافات و مرافعه است. این واژه به فرآیند رسمی دادخواهی و گردن نهادن به حکم قانون اشاره دارد.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت «تَحاکُم» است که مصوت اول فتحه، مصوت دوم الف مدی و مصوت سوم ضمه است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژهٔ «تحاکم» به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «دادخواهی کردن»، «مرافعه نزد قاضی» یا «بردن دعوا پیش حاکم» کاربرد دارد و کلمهای ۵ حرفی است.
به انگلیسی
در مراجع انگلیسی، برای بیان مفهوم تحاکم و پیگیری حقوقی دعاوی در دادگاه از واژه Litigation استفاده میشود.
به عربی
این واژه ریشهٔ عربی دارد و در زبان مبدأ نیز دقیقاً به معنی ترافع، مرافعه و بردن کار به نزد حاکم یا قاضی برای صادر شدن حکم استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی واژهٔ تحاکم شامل کلماتی چون دادخواهی، دادرسی، مرافعه و اقدام برای حل اختلاف از طریق قانون و دادگاه است. از نظر ساختاری، این واژه از ریشه (ح ک م) و در باب تفاعل ساخته شده که نشاندهنده مشارکت دو طرف دعوا در مراجعه به دادگاه است.
در قرآن
این واژه به صورت فعلی در آیه ۶۰ سوره مبارکه نساء به کار رفته است: «...يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحَاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ...»؛ که در این آیه، از ارجاع دعاوی و تحاکم نزد حکام باطل و طاغوت به جای قوانین الهی به شدت نهی شده است.
جمعبندی و توضیح کامل تحاکم
واژهٔ «تحاکم» یکی از اصطلاحات کلیدی و دقیق در حوزهٔ حقوق، فقه و ادبیات اسلامی است که ریشه در زبان عربی (باب تفاعل از ریشه حکم) دارد. این کلمه به معنای دوجانبهٔ مراجعه به قاضی یا یک مرجع صالح برای داوری و حل وفصل اختلافات میان دو یا چند طرف است. مفهوم تحاکم بر پذیرش داوری قانونی و رسمی تأکید دارد و نقطهٔ مقابل حل وفصل خودسرانه یا گردنکشی در برابر قانون به شمار میرود.
در فرهنگ اسلامی و قرآنی، این واژه اهمیت ویژهای دارد و در سوره نساء به صراحت از تحاکم به طاغوت (یعنی بردن دعاوی نزد حاکمان ظالم و غیرالهی) نهی شده است. در کاربردهای امروزی و حقوقی، نمادهایی همچون ترازوی عدالت و چکش قاضی به خوبی بازتابدهندهٔ روح این واژه یعنی فصل خصومت و برقراری دادرسی عادلانه هستند.