یعنی چه
واژهٔ هیکلدار برای توصیف انسان یا حیوانی به کار میرود که بدنی بزرگ، درشتجثه، جسیم و خوشاندام دارد و از فیزیک بدنی قوی و چهارشانه برخوردار است.
تلفظ
این واژه به صورت فتحة اول و سکون دوم (هَـیْـکَـلْدار) تلفظ میشود.
در جدول
پاسخ متداول در جدول برای این مفهوم واژگانی چون تنومند، جسیم یا خودِ هیکلدار است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به نوع فیزیک بدنی از واژههای Burly و Broad-shouldered نیز استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی برای اشاره به فرد هیکلدار از صفات مرتبط با قوت جسمانی و بزرگی بنیه استفاده میکنند.
به فارسی
مترادفهای اصیل و رایج این واژه در زبان فارسی شامل باهیکل، قویهیکل، جسیم، بدنه درشت و کلفت است. در مقابل، واژههایی مانند لاغر، نحیف، ضعیفالجثه و ترکهای به عنوان متضاد آن شناخته میشوند.
نماد چیست
این واژه اصولاً یک صفت توصیفی فیزیکی است و نماد مفهوم مجرد خاصی در ادبیات رسمی نیست؛ اما در فرهنگ عامه و باورهای عمومی مجازاً به عنوان نمادی از قدرت جسمانی، زورمندی، توانایی دفاعی و ابهت مادی به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل هیکل دار
واژهٔ «هیکلدار» یک صفت ترکیبی در زبان فارسی است که از ترکیب اسم «هیکل» و پسوند دارندگی «دار» تشکیل شده است. ریشهٔ تاریخی کلمهٔ هیکل بسیار جالب است؛ این کلمه در اصل یک وامواژه در زبان عربی است که از واژهٔ سومری É.GAL (به معنی خانهٔ بزرگ یا کاخ) و از طریق زبانهای اکدی و آرامی وارد عربی و سپس فارسی شده است. اگرچه در قدیم به معنای معبد و بتخانه نیز به کار میرفته، اما امروزه معنای اندام و جثه از آن مراد میشود.
در کاربردهای روزمره، وقتی فردی را هیکلدار خطاب میکنند، اشاره به فیزیک بدنی رشدیافته، چهارشانه و ورزشکاری او دارند. این صفت بار معنایی مثبتی در زمینهٔ آمادگی جسمانی و ابهت ظاهری دارد و مترادفهایی همچون تنومند و درشتجثه در زبان فارسی، و معادلهایی نظیر Well-built در انگلیسی دارد که همگی نشاندهندهٔ ساختار بدنی قوی و مستحکم هستند.