یعنی چه
واژهٔ «بیثمر» از پیشوند نفی فارسی «بی» و اسم عربی «ثمر» ساخته شده است و در لغت به معنای فاقد میوه و بار، و در مفهوم عام به معنای بیفایده، عبث و کاری است که هیچگونه نتیجه یا بازدهی مثبتی به همراه نداشته باشد.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت [بِیْثَمَر] است که در آن حرف «ث» مانند «س» تلفظ میشود.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، برای راهنمای «بیثمر» محتملترین پاسخ خود واژهٔ «بی ثمر» (با ۹ حرف در صورت شمارش فاصله/نیمفاصله) است؛ همچنین کلماتی چون عقیم، عبث، خنثی و سترون نیز به عنوان پاسخهای جایگزین کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم بیثمر بودن از واژگانی نظیر Fruitless (بدون میوه و نتیجه) و Futile (بیهوده و عبث) استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی ترکیبات مفیدی همچون «عَدِیمُ الثَّمَر» یا واژگانی مانند «عَقِیم» و «بَاطِل» دقیقاً همین معنای بیحاصلی را منتقل میکنند.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی، واژهٔ Verimsiz برای کارهای کمبازده و بیحاصل و Sonuçsuz برای اقدامات بینتیجه به کار میرود.
نماد چیست
در ادبیات فارسی و فرهنگ عامه، «درخت بید» به دلیل داشتن سایه و نداشتن میوه، نماد بارز بیثمری است. همچنین اصطلاح «شوره زار» یا کشت در زمین شوره نماد مطلق کارهای بیهوده و تلاشهای بیثمر به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل کلمه بی ثمر
واژهٔ «بیثمر» یک صفت ترکیبی و اصیل در زبان و ادبیات فارسی است که از پیشوند نفی «بی» و کلمهٔ «ثمر» ریشه گرفته است. این کلمه در معنای حقیقی خود به درخت یا گیاهی اشاره دارد که شکوفه و میوهای نمیدهد و بارور نمیشود. در معنای مجازی و کاربرد روزمره، این واژه به تمامی فعالیتها، گفتگوها و تلاشهایی اطلاق میشود که با وجود صرف انرژی و زمان، هیچگونه دستاورد، فایده یا نتیجهٔ مثبتی به همراه ندارند.
در فرهنگ و باورهای قرآنی، اگرچه خود این ترکیب فارسی در متن کتاب آسمانی نیامده، اما ریشهٔ آن یعنی «ثمر» به کرات برای اشاره به نعمات و میوهها استفاده شده است؛ همچنین برای توصیف اعمال بیثمر انسانها در دنیا و آخرت، مفاهیمی همچون «حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ» (تباه شدن اعمال) یا «باطل» به کار رفته است که دقیقاً همین معنای عبث بودن را تداعی میکند.
این واژه در ادبیات کلاسیک ما نیز جایگاه ویژهای دارد و شاعران بزرگ اغلب با تشبیه انسانهای بیهنر یا بخیل به درختان بیثمر مانند بید و سرو، به نقد رفتارهای بیفایده در جامعه پرداختهاند. در حل جدول نیز این کلمه با مترادفهایی نظیر عقیم، عبث و سترون همپوشانی بالایی دارد.