یعنی چه
تعطیل صفات یک دیدگاه کلامی و فلسفی در دینپژوهی اسلامی است. پیروان این دیدگاه معتقدند که عقل انسان هیچ راهی به درک، فهم و شناختِ حقایق اوصاف خدا (مانند علم، قدرت و حیات) ندارد؛ زیرا تمام مفاهیم ذهنی ما مادی و محدود هستند. در نتیجه، عقل در مواجهه با اوصاف الهی «معطّل» (بیکار و متوقف) میماند و انسان باید صرفاً به الفاظ قرآن ایمان داشته باشد و دربارهٔ معنای آنها سکوت کند.
تلفظ
این ترکیب متشکل از دو واژهٔ عربی است که در فارسی به صورت «تَعْـطِـیلِ صِـفَاتْ» (ta'tile sefāt) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این اصطلاح کلامی و فلسفی که از ۹ حرف تشکیل شده، «تعطیل صفات» است. به پیروان این مکتب فکری نیز «معطّله» میگویند.
به انگلیسی
در فلسفه دین و الهیات غربی، نزدیکترین معادل برای این اصطلاح Agnosticism regarding Divine Attributes (لاادریگری نسبت به صفات الهی) یا Divine Attributes Divestment است. همچنین مفهوم الهیات سلبی (Via Negativa) نیز با آن همپوشانی دارد.
به عربی
این اصطلاح ریشه در کلام اسلامی دارد و در زبان عربی عینا به صورت «تعطيل الصفات» یا «نفي الصفات» به کار میرود.
به فارسی
معادل و مترادفهای این اصطلاح در زبان فارسی و کلام اسلامی شامل «الهیات سلبی مطلق»، «جحود صفات» و «نفی صفات» است که ریشه واژگانی آن به «عَ طَ لَ» (خالی بودن و متوقف کردن کار) بازمیگردد.
در قرآن
عین ترکیب «تعطیل صفات» در قرآن ذکر نشده است؛ اما ریشهٔ آن یکبار در آیه ۴۵ سوره حج به صورت «بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ» (چاه متروک و رها شده) آمده است. موافقان این نظریه به آیه «لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ» استناد میکنند، در حالی که منتقدان معتقدند آیات دربردارنده صفات ثبوتی (مانند علیم و بصیر) خط بطلانی بر تعطیل مطلق عقل هستند.
جمعبندی و توضیح کامل تعطیل صفات
اصطلاح «تعطیل صفات» بیانگر یک نظریه افراطی در تاریخ کلام اسلامی است که بر اساس آن، عقل انسان کاملاً از درک مفاهیم و حقایق مربوط به اوصاف الهی محروم و معطّل قلمداد میشود. پیروان این دیدگاه که به «معطّله» معروفند، معتقدند انتساب هرگونه صفتی به خداوند منجر به محدود کردن ذات او میشود و بنابراین باید در این زمینه سکوت کامل اختیار کرد.
در مقابل این دیدگاه، نظریه «تشبیه» (مانند کردن خدا به مخلوقات) قرار دارد. مذهب امامیه (شیعه) هر دو رویکرد تعطیل و تشبیه را باطل میداند و راه میانه را برمیگزیند؛ به این معنا که عقل انسان کلیات و مفاهیم صفات خدا را اجمالاً درک میکند تا دچار تعطیل نشود، اما از فهم کُنْه و حقیقتِ ذات او عاجز است تا در ورطه تشبیه نیفتد.