یعنی چه
واژه المنفوش اسم مفعول از ریشه عربی است و به هر چیزِ درهمتنیدهای (مانند پشم و پنبه) اشاره دارد که پس از حلاجی و کمان زدن، تار و پودش از هم باز، پراکنده و پرزپرز شده و ظاهری پفکرده به خود گرفته باشد.
تلفظ
این کلمه با فتحة روی الف و میم، سکون نون و ضمهٔ کشیده روی فاء تلفظ میشود.
در جدول
در کلمات متقاطع، پاسخ این واژه با توجه به تعداد حروف (۷ حرف)، خود کلمهٔ «المنفوش» یا مترادفهای آن نظیر پشمِ زده و ندیف است.
به عربی
در زبان عربی، کلمات هممعنی دیگری مانند المندوف نیز برای پشم حلاجیشده به کار میروند.
به فارسی
برگردان دقیق این واژه در زبان فارسی «پشمِ زده» یا پنبهٔ حلاجیشده است که تار و پود آن از هم باز شده باشد.
در قرآن
این واژه یکبار در قرآن کریم و در توصیف وقایع تکاندهنده آغاز قیامت آمده است: «وَتَکُونُ الْجِبَالُ کَالْعِهْنِ الْمَنفُوشِ» یعنی و کوهها مانند پشم رنگینِ زدهشده و متلاشیگشته خواهند شد.
نماد چیست
المنفوش در فرهنگ قرآنی نماد این است که محکمترین و استوارترین پدیدههای مادی جهان یعنی کوهها، در آستانه قیامت چنان متلاشی و سبک میشوند که مانند پرزهای پشم در هوا معلق خواهند شد.
جمعبندی و توضیح کامل المنفوش
واژه «المنفوش» ریشه در زبان عربی دارد و از سه حرف اصلی (ن ف ش) مشتق شده است که به معنای باز کردن و پراکندن اجزای پشم یا پنبه با انگشتان یا کمان حلاجی است. این کلمه با ورود به ادبیات فارسی، معنای اصیل خود را حفظ کرده و به پشم یا پنبهای اطلاق میشود که پس از حلاجی، پف کرده و ذراتش از هم گسیخته باشد.
شهرت اصیل این واژه به دلیل کاربرد ویژه آن در سوره قارعه قرآن کریم است؛ جایی که خداوند سستی و فروپاشی کوههای عظیم جهان را در روز قیامت به پشمهای رنگارنگِ حلاجیشده تشبیه میکند. این تصویرسازی، نمادی از قدرت مطلق الهی و ناپایداری مادیترین ارکان زمین است.