یعنی چه
تعلل و مسامحه به معنای درنگ کردن، بهانه تراشیدن برای به تأخیر انداختن کارهای ضروری و سهلانگاری و کوتاهی در انجام وظایف است. این واژه برای افرادی به کار میرود که با سستی و تنبلی، کارهای خود را به آینده موکول میکنند.
تلفظ
این ترکیب به صورت [تَعَلُّلْ وَ مُسامَحِه] تلفظ میشود که هر دو واژه ریشه در زبان عربی دارند.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این عبارت ۱۱ حرفی خودِ «تعلل و مسامحه» است. واژههای مترادفی چون اهمال، مماطله و تسویف نیز کاربرد دارند.
به انگلیسی
برای مفهوم تعلل و به تعویق انداختن کارها از واژه Procrastination و برای بخش مسامحه و سهلانگاری از واژههای Negligence و Carelessness استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی، ترکیب المماطلة والتسویف دقیقاً معنای تعلل و طفره رفتن را میرساند و الإهمال والتقصیر بیانگر مسامحه و کوتاهی است.
به فارسی
معادلهای اصیل و روان فارسی این ترکیب شامل واژههایی چون پشتگوشاندازی، امروز و فردا کردن، طفره رفتن، سستی، تنبلی و کوتاهی در عمل هستند. ریشه تعلل از (علل) بر باب تفعل و مسامحه از (سمح) بر باب مفاعله است.
در قرآن
خود این ترکیب در قرآن نیامده، اما مفهوم مسامحه (سهلانگاری در دین) در آیه ۹ سوره قلم با واژه «تُدْهِنُ» (مداهنه و نرمش) و مفهوم تعلل (بهانهجویی منافقان برای فرار از جهاد) در آیه ۱۳ سوره احزاب («یَقُولُونَ إِنَّ بُیُوتَنَا عَوْرَةٌ») به تصویر کشیده شده است.
جمعبندی و توضیح کامل تعلل و مسامحه
ترکیب «تعلل و مسامحه» نشاندهنده یک ویژگی رفتاری منفی است که در آن فرد با پناه بردن به عذر و بهانههای واهی، تصمیمگیریها و اقدامات حیاتی خود را به تأخیر میاندازد. تعلل بیشتر جنبه زمانی و طفره رفتن دارد، در حالی که مسامحه به معنای سهلانگاری، بیتوجهی و جدی نگرفتن امور است؛ ترکیب این دو با هم، تصویری کامل از سستی و کوتاهی در وظایف را ارائه میدهد.
در فرهنگها و لغتنامههای معتبر مانند دهخدا، این واژهها با مفاهیمی چون اهمال، تسویف و مماطله همپوشانی دارند. نماد سنتی این حالت در ادبیات و تصویرسازیها، ساعت شنی راکد یا حیوان تنبل است که هر دو کندی، بیتحرکی و از دست رفتن فرصتهای گرانبهای زندگی را تداعی میکنند.