معنی
واژه «قفا» در اصل به معنی پشت سر، پسِ گردن و عقب است و مجازاً به بخش پشتی یا دنباله هر چیزی نیز گفته میشود.
یعنی چه
این کلمه علاوه بر معنای مادی (پشت گردن)، در ادبیات کنایه از غیبت، گذشته، پنهانکاری یا وضعیت شکست و تنبیه (پسگردنی خوردن) دارد.
مترادف
این کلمات در متون مختلف به عنوان جایگزین معنایی قفا به کار میروند.
متضاد
کلماتی که مفهوم روبرو، جلو و حضور را دلالت میکنند، ضد قفا هستند.
تلفظ
این واژه با فتح قاف و فتح فاء تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنمای «پشت گردن» یا «عقب»، واژه سه حرفی «قفا» مد نظر است.
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی دقیق برای توصیف بخش پشتی گردن و عقب.
به فارسی
برگردان و معادلهای اصیل فارسی این واژه عربی، کلمات پشتسر و پسگردن هستند.
جمعبندی و توضیح کامل قفا
واژه «قفا» یک کلمه ریشهدار عربی از ماده (قفو) است که به طور دقیق به معنای پسِ سر، پشت گردن و بخش عقبی هر چیز به کار میرود. این واژه در ادبیات فارسی کاربردهای کنایی فراوانی دارد؛ برای نمونه «در قفای کسی سخن گفتن» به معنای غیبت کردن، و «قفا خوردن» به معنای تنبیه و تحمل خواری است. در شاهنامه نیز اصطلاح نمودن قفا به دشمن، نماد فرار و شکست در جنگ محسوب میشود.
اگرچه خود واژه «قفا» به صورت اسم در قرآن کریم نیامده است، اما مشتقات فعلی آن مانند «قَفَّینا» (به معنی پشت سر هم فرستادیم) و «لَا تَقْفُ» (به معنی پیروی مکن) به چشم میخورند که نشاندهنده ریشه این واژه در مفهوم دنبال کردن و در پی قرار گرفتن است. واژگانی نظیر قافیه و اقتفا نیز همخانوادههای این کلمه هستند.