یعنی چه
«تفجرت» یک فعل ماضی به معنی فوران کرد، به شدت بیرون ریخت و شکافت و جاری شد است. این واژه معمولاً برای خروج ناگهانی و خروشان آب از چشمه، انفجار یا غلیان شدید احساسات و عواطف به کار میرود.
تلفظ
این کلمه به صورت تَفَجَّرَت (Tafajjarat) با تشدید روی حرف «ج» تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمه «تفجرت» به عنوان یک پاسخ ۵ حرفی برای راهنماهایی مثل «فوران کرد عربی» یا «جاری شد» کاربرد دارد.
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی این واژه با توجه به سیاق متن شامل Erupted برای فوران چشمه و آتشفشان، Gushed out برای خروج خروشان مایعات و Exploded برای انفجار است.
به عربی
این واژه خود اصالتاً عربی و صیغه مفرد مؤنث غایب از فعل ماضی باب تفعّل است. از مترادفهای هممعنی آن در این زبان میتوان به «انفجرت» و «انبعثت» اشاره کرد.
به فارسی
برگردان و معادلهای دقیق فارسی این کلمه شامل عباراتی چون جوشید، روان شد، فوران کرد و سرریز شد است.
در قرآن
خودِ ساختار دقیق «تفجرت» به این صورت در متن قرآن نیامده است، اما همخانوادهها و افعال دیگر این ریشه بارها استفاده شدهاند. معروفترین آنها آیه ۶۰ سوره بقره است که به صورت «فَانفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَیْناً» (پس دوازده چشمه از آن سنگ جوشید) آمده و همچنین در آیه ۶ سوره انسان به صورت فعل مضارع «یُفَجِّرُونَهَا تَفْجِیراً» به کار رفته است.
جمعبندی و توضیح کامل تفجرت
واژه «تفجرت» یک فعل ماضی، مفرد مؤنث غایب از باب تفعّل در زبان عربی است که از ریشه ثلاثی مجرد «ف ج ر» مشتق شده است. مفهوم اصلی این ریشه شکافتن وسیع است؛ همانطور که سپیدهدم با شکافتن تاریکی شب «فجر» نامیده میشود، این فعل نیز به معنای شکافته شدن زمین یا سنگ و فوران خروشان و ناگهانی آب و چشمههاست.
این واژه در ادبیات دینی و قرآنی جایگاه ویژهای دارد و یادآور معجزات الهی همچون جاری شدن چشمهها از دل سنگ با ضربه عصای حضرت موسی است. نمادشناسی این کلمه بر مفاهیمی چون رهایی از انسداد، پویایی، خروش ناگهانی و غلیان درونی دلالت میکند که در زبان فارسی علاوه بر کاربرد مادی، مجازاً برای فوران احساسات نیز به کار میرود.