یعنی چه
ازلی بودن به معنای بیآغاز بودن از نظر زمانی است؛ یعنی صفت یا ویژگی موجودی (مانند ذات پروردگار) که هیچگونه سابقهٔ عدم یا نیستی برای آن متصور نیست و همواره وجود داشته است. این مفهوم در حوزهٔ کلام، فلسفه و عرفان برای تبیین حقایق فرای زمان به کار میرود.
تلفظ
این عبارت از دو بخش «ازلی» (با فتحه روی الف و زاء) و «بودن» تشکیل شده است و به صورت مَشدّد یا ساکنِ غیرمعمول خوانده نمیشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، عبارت «ازلی بودن» دقیقاً یک پاسخ ۸ حرفی است. بسته به طراح جدول، کلماتی نظیر قدیم، سرمدی یا بیآغاز نیز ممکن است به عنوان جایگزین مد نظر باشند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم ازلی بودن و اصالت بیآغاز، بیشتر از واژگان Eternal یا Pre-existent استفاده میشود.
به عربی
در ادبیات عرب و متون کلامی اسلامی، از واژههای الأزلیة و القِدَم (مقابل حُدوث) برای تبیین این مفهوم استفاده میکنند.
به فارسی
معادلهای اصیل و روان فارسی برای این اصطلاح شامل کلماتی چون بیآغازی، دیرینگی، همیشگی بودن و جاودانگیِ پیشین است که مفهوم عدم سبقتِ نیستی را میرسانند.
جمعبندی و توضیح کامل ازلی بودن
مفهوم «ازلی بودن» از اصطلاحات کلیدی در حوزهٔ دینپژوهی، فلسفه و کلام است که به حقیقتِ بیآغاز اشاره دارد. لغتشناسان ریشهٔ این واژه را یک اشتقاق ساختگی از عبارت عربی «لَمْ یَزَلْ» به معنای همواره بوده میدانند که در فرایند صیغه-سازی به ازل و ازلی تبدیل شده است. این ویژگی به طور خاص برای توصیف ذات باریتعالی به کار میرود، چرا که او مسبوق به عدم نیست.
اگرچه خود واژهٔ ازل یا ازلی بودن به طور مستقیم در متن قرآن کریم ذکر نشده، اما محتوا و حقیقت آن در قالب صفاتی دیگر مانند «الأوّل» در آیهٔ ۳ سوره حدید (هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ) به روشنی تبیین شده است. در ادبیات عرفانی نیز این واژه پیوند عمیقی با مفاهیمی چون نور ازلی دارد و در علوم عقلی گاهی برای نمایش آن از مفهوم بینهایتِ زمانی کمک میگیرند.