یعنی چه
در لغتنامه دهخدا، قلاشی به معنی عمل و حرفهٔ قلاش است؛ یعنی رندی، عیاری، حیلهگری، رهایی از قید و بندهای ظاهری، خراباتی بودن، میخوارگی، بادهپرستی، بیباکی و گاهی لاابالیگری و مفلسی. این واژه در ادبیات کلاسیک غالباً به مفهوم پشت پا زدن به رسوم ظاهری و زهد ریایی به کار میرود.
تلفظ
این واژه به صورت فتح قاف، تشدید و فتح لام، الف، شین و یاء مجهول/معروف (قَلاّشی) تلفظ میشود و حاصلمصدر از واژهٔ قلاش است.
در جدول
پاسخ دقیق مدخل مورد نظر در جدول ۱۰ حرف دارد که همان «قلاشی دهخدا» است. از دیگر پاسخهای مشابه برای قلاشی میتوان به رندی، عیاری و قلندری اشاره کرد.
به انگلیسی
بسته به سیاق متن و کاربرد ادبی یا عامیانه، واژههای فوق دقیقترین معادلهای انگلیسی برای رساندن مفهوم قلاشی هستند.
به فارسی
معادلهای اصیل فارسی این واژه شامل رندی، عیاری، قلندری، دغلی، حیلتگری و خراباتی بودن است. متضاد آن نیز واژههایی همچون زهد، تقوا، صلاح، پارسایی و نیکنامی هستند.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و کلاسیک فارسی بهویژه در اشعار شاعرانی چون انوری، سعدی و حافظ، قلاشی نماد وارستگی از مصلحتبینیهای دنیوی، تن دادن به بدنامی ظاهری برای حفظ اخلاص باطنی، و رهایی از بند تعصبات و زهد ریایی است.
جمعبندی و توضیح کامل قلاشی دهخدا
واژهٔ قلاشی حاصلمصدر از کلمهٔ «قلاش» است که برخلاف تصور برخی فرهنگها اصالتاً فارسی است؛ چرا که ترکیب حروف «ش» بلافاصله پس از «ل» در زبان عربی فصیح وجود ندارد. این کلمه در طول تاریخ ادبیات فارسی تغییرات معنایی ظریفی را تجربه کرده است. در متون کهن و لغتنامه دهخدا، قلاشی هم به جنبههای منفی مانند لاابالیگری، مفلسی و حیلهگری اشاره دارد و هم در اصطلاح صوفیه و شاعران خراباتی، مفهومی مثبت و متعالی به خود میگیرد.
در اشعار بزرگانی چون سعدی و حافظ، قلاشی راهی برای گریز از زهد فروشی و خودنماییهای مذهبی قلمداد میشود. شاعر با پناه بردن به رندی و قلاشی، دلق ریا را دور میاندازد تا به اخلاص و پاکی درونی دست یابد. بنابراین، قلاشی نماد تقابل صمیمیت باطنی با ریاکاری ظاهری در جامعه زمانه بوده است.
برخی از ابزارهای هوش مصنوعی و سایتهای زرد در وب، به اشتباه این کلمه را به مفاهیم مدرنی مانند «عدم انضباط در مدیریت بازار یا پروژه» ربط دادهاند که کاملاً نادرست است. معنای دقیق و مستند آن بر پایه متون اصیل، همان بیقیدی عارفانه، رندی، عیاری و خراباتی بودن است.