معنی
غضب در لغت به معنای خشم، عصبانیت شدید و از جا دررفتن است. در اصطلاح، حالتی نفسانی و عاطفی است که با فوران احساسات و برافروختگی همراه است.
یعنی چه
وقتی کسی دچار غضب میشود، در واقع به واسطهٔ یک عامل محرک بیرونی یا درونی، کنترل آرامش خود را از دست میدهد و با تندی و عصبانیت رفتار میکند.
مترادف
واژههای فوق در بافتهای مختلف لغوی و قرآنی به عنوان هممعنی یا نزدیکمعنی به غضب استفاده میشوند.
متضاد
این کلمات نشاندهندهٔ حالت خشنودی، بردباری و بازگشت به تعادل نفسانی در برابر خشم هستند.
ریشه
این واژه از ریشه عربی «غـضـب» (gh-ḍ-b) گرفته شده که معنای اصلی آن شدت گرفتن خشم و واکنش تند احساسی است. همخانوادههای آن شامل مغضوب، غضوب، غاضب و اغضاب هستند.
جمله سازی
در جدول
کلمه غضب دقیقاً ۳ حرف دارد و در حل جدولهای متقاطع معمولاً به عنوان راهنما برای کلماتی مثل خشم یا قهر استفاده میشود.
به انگلیسی
بسته به شدت خشم و بافت متن، میتوان از معادلهای انگلیسی فوق برای غضب استفاده کرد.
جمعبندی و توضیح کامل غضب
واژه «غضب» در اصل یک لغت عربی است که وارد زبان فارسی شده و به حالت برافروختگی، خشم شدید و عصبانیت از جا دررفته اشاره دارد. در اصطلاح فلاسفه و علما، این حالت به عنوان جوشش خون قلب برای انتقامجویی تعریف میشود و از نظر اخلاقی، کنترل نکردن آن انسان را از حالت تعادل خارج میکند.
این کلمه و مشتقاتش ۲۲ بار در قرآن کریم به کار رفتهاند که در بسیاری از موارد به خداوند نسبت داده شده است. از آنجا که ذات الهی دستخوش تغییرات احساسی و انسانی نمیشود، مفسران غضب الهی را به معنای عذاب، عقاب عادلانه و دور شدن بندگان سرکش از رحمت پروردگار معنا میکنند.
در فرهنگ عامه و ادبیات فارسی، برای غضب نماد رسمی منحصربهفردی وجود ندارد، اما معمولاً از استعارههایی همچون «آتش سرخ» یا «فوران احساسات» برای به تصویر کشیدن شدت آن استفاده میشود. متضاد اصلی این واژه در متون اخلاقی، «حلم» به معنای بردباری و «رضا» به معنای خشنودی است.