معنی
واژهٔ «نمایان» صفت فاعلی یا صفت حالیه است و به چیزی یا کسی اشاره دارد که پنهان نیست، بهصورت بیرونی کاملاً دیده میشود و قابل مشاهده و درک است.
یعنی چه
این واژه در زبان فارسی به معنای پدیدار شدن، جلوهگری و مشهود بودن است؛ یعنی وضعیتی که در آن یک امر یا یک شیء از حالت خفا خارج شده و به روشنی در برابر چشم یا ذهن قرار گرفته است.
مترادف
این کلمات همگی مفهومِ عیان بودن و خارج شدن از پوشش و ابهام را میرسانند.
متضاد
این واژهها در تضاد مستقیم با نمایان قرار دارند و به امور پوشیده و غیرقابل رؤیت اشاره میکنند.
هم خانواده
تمام این کلمات از ریشه و بن مضارع «نما» (از مصدر نمودن) به معنی نشان دادن و ظاهر کردن ساخته شدهاند.
جمله سازی
در جدول
در کلمات متقاطع، واژهٔ «نمایان» به عنوان پاسخ برای راهنماهای 'آشکار'، 'پیدا' یا 'هویدا' کاربرد دارد و دقیقاً ۶ حرف دارد.
به انگلیسی
بسته به لحن و سیاق متن، میتوان از معادلهای فوق در زبان انگلیسی استفاده کرد.
جمعبندی و توضیح کامل نمایان
واژهٔ «نمایان» یک صفت اصیل، فصیح و سره در زبان فارسی است که از ترکیب بن مضارع «نما» (از مصدر نمودن) و پسوند صفتفاعلی یا حالیه «ـان» تشکیل شده است. این واژه به هر چیزی اشاره دارد که از پردهٔ ابهام و خفا بیرون آمده و بهروشنی قابل دیدن، حس کردن یا درک کردن باشد. در ادبیات فارسی، نمایان معمولاً در تقابل با مفاهیمی چون نهان و مخفی به کار میرود و نمادی از آشکار شدن حقیقت و روشنایی پس از تاریکی است.
اگرچه این لفظ عینا در متن قرآن کریم به کار نرفته (چرا که واژهای کاملاً ایرانی است)، اما مفاهیم معادل و مترادف آن مانند «ظاهر»، «مبین» و «بین» بارها در آیات الهی برای توصیف روشنایی هدایت و آشکار بودن نشانهها استفاده شده است. این کلمه در ساختارهای اداری، ادبی و گفتگوهای روزمره کاربرد گستردهای دارد و تنوع واژگان همخانوادهٔ آن نشاندهندهٔ پویایی ریشهٔ این واژه در زبان فارسی است.