یعنی چه
واژهٔ «تَش» در گویشهای جنوب و غرب ایران (مانند لری، بختیاری و خوزستانی) همان «آتش» است. این ترکیب در لغت به معنی آتشگرفته و مشتعل است، اما در کاربرد روزمره و کنایی به بدن داغ و ملتهب (مثلاً از شدت تب) یا به فردی بسیار پرانرژی، بیقرار و خشمگین اشاره دارد. همچنین گاهی به عنوان نوعی نفرین عامیانه به کار میرود.
تلفظ
تلفظ این عبارت به صورت «تَشْ گِ رِفْ تِ» (taš-gerafte) یا در گویشهای محلی «تَشْ گِروتِه» است که از ترکیب واژه باستانی تَش (آتش) و گرفته (بن ماضی) ساخته شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این کلید با توجه به تعداد حروف، خود واژهٔ «تش گرفته» (۷ حرف) یا معادلهای آن نظیر «مشتعل» و «شعلهور» است.
به انگلیسی
با توجه به بستر متن، در حالت واقعی از واژههای مربوط به اشتعال و در حالت کنایی از صفات مربوط به خشم یا تب شدید استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی برای رساندن این مفهوم از ریشههای شعل و حرق استفاده میشود که نشاندهندهٔ سوزان بودن یا آتش گرفتن است.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی عبارات فوق به خوبی مفهوم عینی این ترکیب اصیل و گویشی را منتقل میکنند.
جمعبندی و توضیح کامل تش گرفته
عبارت «تش گرفته» یک ترکیب کنایی و عامیانه و بسیار زنده در گویشهای غرب و جنوب ایران نظیر لری، بختیاری و خوزستانی است. واژهٔ «تَش» مخفف و شکل باستانی «آتش» در زبانهای ایرانی میانه است که با ترکیب با فعل «گرفته»، معنای ظاهری «آتشگرفته و مشتعل» را میسازد.
این واژه علاوه بر معنای حقیقی خود، کاربردهای کنایی فراوانی دارد. در ادبیات عامیانه، وقتی کسی دچار تب شدید یا گرمای بیش از حد شود، یا زمانی که فردی به شدت عصبانی، بیقرار و پرانرژی باشد، از این صفت برای توصیف او استفاده میکنند. همچنین در برخی بافتهای کلامی، کارکردی شبیه به نفرین (به معنی نابودشده و آتشگرفته) پیدا میکند.
در مجموع، این اصطلاح نشاندهندهٔ پیوند عمیق زبان فارسی مدرن با ریشههای باستانی و گویشهای محلی است که بار معنایی عاطفی و حسی بالایی را در یک عبارت کوتاه هفتحرفی دوش میکشد.