معنی
واژه زار در زبان فارسی دو کاربرد مجزا دارد. در حالت اول صفت و اسمی است که به وضعیت بد جسمانی یا روحی اشاره دارد (مانند زار و نزار یا زار زار گریستن). در حالت دوم، پسوندی است که به مکان روییدن یا فراوانی چیزی اشاره میکند (مانند گلزار یا چمنزار).
یعنی چه
وقتی میگویند حال کسی زار است، یعنی در وضعیت بسیار بد، آشفته و مریضی قرار دارد. زار زدن نیز به معنی گریه کردن شدید همراه با ناله است. در ادبیات جنوب ایران، زار به نوعی از بادهای ماورایی و مریضیآور (جن) نیز اطلاق میشود.
مترادف
برای معنای اول کلماتی مانند نزار و درمانده مترادف هستند و برای حالت پسوند، واژههایی مثل کده و سار همکارکرد میباشند.
متضاد
در برابر ضعف و غم، واژههایی چون قوی و شادمان قرار دارند و در برابر پسوند مکانِ رویش، واژههایی مثل برهوت و بایر متضاد هستند.
هم خانواده
این کلمات شامل مشتقات فعلی و صفتی مرتبط با ناله و ضعف، و همچنین واژههای ترکیبی ساخته شده با پسوند مکان هستند.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه زار معمولاً به عنوان پاسخ ۳ حرفی برای کلماتی نظیر «ناتوان»، «نالان» یا «پایان گل و چمن» از کاربر مشتق میشود.
به انگلیسی
بسته به اینکه زار به عنوان صفت حالت (غمگین/ضعیف) به کار رود یا به عنوان پسوند کثرت، معادلهای انگلیسی متفاوتی دارد.
جمعبندی و توضیح کامل زار
واژه «زار» از کلمات اصیل و کهن زبان فارسی با ریشه در زبانهای ایرانی باستان و پهلوی است. این واژه در سیر تحول خود دو شاخه معنایی کاملاً مجزا پیدا کرده است؛ در یک شاخه به عنوان صفت و اسم برای بیان اوج ناتوانی، بیماری، لاغری، اندوه عمیق و گریههای پر از سوز و گداز (زار زار) به کار میرود و نمادی از فروپاشی روحی یا جسمی در ادبیات کلاسیک است.
در شاخه دوم، «زار» به عنوان یک پسوند مکانساز و نشاندهنده کثرت و فراوانی ظاهر میشود که با چسبیدن به انتهای نام گیاهان یا پدیدهها، محل رویش یا تجمع انبوه آنها را نشان میدهد، مانند گلزار، لجنزار یا گندمزار. همچنین در فرهنگ مردمشناسی جنوب ایران، زار نام یک آیین موسیقیایی برای راندن بادهای پریشانکننده و باورهای ماورایی است.