یعنی چه
این واژه صفت مؤنث از ریشهٔ عربی «بتل» است و به زنی گفته میشود که از دنیا، مادیات و تعلقات آن بریده و با خلوص نیت، تمام توجه و زندگی خود را صرف عبادت و تقرب به خداوند کرده است. این کلمه بار معنایی عمیق عرفانی، اخلاقی و مذهبی دارد.
تلفظ
این کلمه با ضم میم، فتح تاء اول و دوم، تشدید و کسر تاء سوم و فتح لام تلفظ میشود (مُتَبَتِّلَه).
در جدول
پاسخ دقیق این کلمه در جدولهای کلمات متقاطع برای تعاریفی مانند «زن تارک دنیا» یا «بانوی پارسا و بریده از دنیا»، خود کلمه «متبتله» با ۶ حرف است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی معادلهای مختلفی بسته به بافت متن برای این کلمه وجود دارد که عموماً به زهد، گوشهنشینی مذهبی و وقف کردن خود برای امور معنوی اشاره دارند.
به فارسی
معادلهای فارسی و روان برای این واژه شامل زن پارسا، پاکدامن، تارک دنیا و همچنین بانویی که از خلق بریده و گوشهنشینی و عبادت اختیار کرده است، میباشد.
نماد چیست
در فرهنگ اسلامی و ادیان ابراهیمی، این واژه و همخانوادههای آن نماد انقطاع کامل از لذات مادی به نفع تقرب الهی است. حضرت مریم (ع) و حضرت فاطمه (س) به دلیل زهد، پاکدامنی و بریدگی کامل از دنیا، بارزترین نمادها و مصادیق عینی «متبتله» به شمار میروند و به همین دلیل به آنها لقب «بتول» نیز داده شده است.
جمعبندی و توضیح کامل متبتله
واژهٔ «متبتله» یکی از کلمات پرمغز در ادبیات دینی و عرفانی است که ریشه در انقطاع و بریدن از غیر خدا دارد. این کلمه که مؤنث «متبتل» است، به زنانی اطلاق میشود که مسیر کمال روحانی را با رها کردن دلبستگیهای مادی و دنیوی طی کردهاند و به مرحلهای از خلوص رسیدهاند که جز به معبود نمیاندیشند.
در قرآن کریم نیز اگرچه خود این صفت مستقیماً نیامده، اما فعل امر آن (تَبَتَّلْ) در سوره مزمل برای دعوت پیامبر به دل بریدن از خلق و توجه تام به خالق به کار رفته است. در تاریخ ادیان، چهرههای درخشانی نظیر حضرت مریم و حضرت فاطمه (سلام الله علیهما) تجلی واقعی این مقام روحانی و عرفانی معرفی شدهاند و عالیترین نمونههای یک انسان متبتل محسوب میشوند.