یعنی چه
این واژه در لغت به معنای صاحب اقتدار، نیرومند و با نفوذ است. در توصیف افراد یا نهادهایی به کار میرود که از نظر مادی، معنوی، سیاسی یا اجتماعی دارای توانایی و تسلط کامل هستند و میتوانند امور را به نحو مؤثر اداره کنند.
مترادف
واژههایی مانند توانا، نیرومند و قادر بیشترین قرابت معنایی را با مقتدر دارند و نشاندهنده دارا بودن توان و سلطه بر امور هستند.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه عربی «ق د ر» مشتق شدهاند و مفاهیمی حول محور توانایی، اندازهگیری و سلطه را در بر میگیرند.
ریشه
این کلمه اسم فاعل از فعل «اِقْتَدَرَ» است. رفتن این واژه به باب افتعال دلالت بر کسب قدرت بالا، دستیابی به توانمندی ویژه یا آشکار کردن آن دارد.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با ضمه روی حرف میم، سکون قاف، فتحه روی تاء و کسره زیر حرف دال است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، برای راهنمای واژههایی چون «توانا»، «قدرتمند» یا «صاحب اقتدار»، کلمه ۵ حرفی «مقتدر» یک پاسخ دقیق و متداول است.
به انگلیسی
بسته به متن و لحن جمله، میتوان از واژههای متنوعی در انگلیسی استفاده کرد که Powerful رایجترین آنهاست.
به عربی
خود واژه «مقتدر» در زبان عربی فصیح به عنوان صفت کاربرد دارد و کلماتی نظیر قوی و قادر نیز معادلهای مستقیم آن هستند.
به فارسی
در برگردان این واژه عربی به واژگان اصیل فارسی، بهترین جایگزینها کلماتی چون «توانا»، «نیرومند» و «پرقدرت» هستند که همان بار معنایی تسلط و توانایی را منتقل میکنند.
در قرآن
این کلمه ۴ بار در قرآن کریم به کار رفته است؛ ۳ بار به صورت مفرد در توصیف ذات باریتعالی (مانند «وَكَانَ اللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ مُقْتَدِرًا» در آیه ۴۵ سوره کهف و آیات سوره قمر) و ۱ بار به صورت جمع («فَإِنَّا عَلَيْهِمْ مُقْتَدِرُونَ» در سوره زخرف).
جمعبندی و توضیح کامل مقتدر
واژه «مقتدر» صفت مشبهه و اسم فاعل از باب افتعال است که ریشه در زبان عربی دارد اما سالهاست که به عنوان یک کلمه کلیدی و پرکاربرد وارد زبان فارسی شده است. این واژه فراتر از یک قدرت ساده فیزیکی، به نوعی توانمندی همراه با نفوذ، صلابت و تسلط قانونی یا معنوی اشاره دارد؛ به همین دلیل در ساختارهای سیاسی، اجتماعی و نظامی برای توصیف رهبران یا حکومتهای باثبات به کار میرود.
در فرهنگ اسلامی و قرآنی، مقتدر یکی از نامهای نیکوی خداوند (اسماء الحسنی) است که بر قدرت مطلق، بیانتهای الهی و چیره شدن او بر تمام امور هستی دلالت میکند. در این بافت، واژه نشاندهنده قدرتی است که هیچ عجز و ناتوانی به آن راه ندارد و تمام مقدرات جهان تحت سیطره آن است.
در ادبیات فارسی و متنهای کهن نیز مقتدر بار معنایی مثبتی از عظمت و توانایی را دوش میکشد. اگرچه در متون لغتنامهای قدیمی مثل دهخدا معانی مهجور عربیِ دیگری هم برای ریشه آن ذکر شده، اما امروزه در ذهن فارسیزبانان، این کلمه صرفاً مترادف با مفاهیمی چون کارآمدی، باصلابت بودن و توانایی بالا در اجرای امور است.