یعنی چه
این واژه در زبان فارسی عمدتاً به صورت ترکیب کنایی «پا پس کشیدن» به کار میرود که دلالت بر تسلیم شدن، عجز، انصراف از یک هدف یا عقبنشینی در برابر مشکلات دارد. در یک کاربرد کاملاً متفاوت تاریخی و فرنگی، این کلمه به معنای «پاپ مؤنث» (Papess) یا زن راهبهای است که طبق افسانهها به مقام پاپی رسید.
تلفظ
در اصطلاح فارسی به صورت دو جزء مجزا یعنی پٰا (pā) و پَس (pas) تلفظ میشود. در حالت وامواژه انگلیسی به صورت پاپِس (pāpes) خوانده میشود.
در جدول
در کلمات متقاطع، پاسخ این راهنما کلمه ۴ حرفی «پاپس» است که به عنوان کنایه از ترس، کمآوردن یا عقبگرد شناخته میشود.
به انگلیسی
برای مفهوم اصطلاحی فارسی از عباراتی نظیر Back down یا Retreat استفاده میشود و برای معنای فرنگی آن کلمه Papess دقیقترین معادل است.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای رساندن این مفهوم از اصطلاحات مربوط به عقبنشینی و دست کشیدن از موضع استفاده میکنند.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی آن شامل عقبنشینی، دست کشیدن از طلب یا ادعا، منهزم شدن و واگذار کردن میدان به دلیل ناتوانی است.
نماد چیست
این عبارت در فرهنگ عامه و ادبیات عامیانه نماد تصویری خاصی ندارد، اما از نظر مفهومی و استعارهای، نشاندهنده تسلیم، از دست رفتن شجاعت و پافشاری نکردن بر موضع قبلی است.
معنی انگلیسی/خارجی
واژه «پاپس» (Papess) در زبان انگلیسی به معنای یک پاپ زن یا پاپ مؤنث است. این اصطلاح ریشه در داستانها و افسانههای تاریخی قرون وسطی دارد که بر اساس آنها، زنی به نام جوان (Joan) با هویت مردانه توانست به بالاترین مقام کلیسای کاتولیک دست یابد.
جمعبندی و توضیح کامل پاپس
واژه «پاپس» در زبان فارسی دو وجهه معنایی کاملاً مجزا دارد. در وهله اول و به عنوان یک اصطلاح بومی، ترکیب دو کلمه «پا» و «پس» است که به شکل کنایی در عبارت «پا پس کشیدن» جلوه میکند. این ساختار ریشه در واژگان اصیل فارسی دارد و به معنای عقبنشینی، عجز، ناامیدی یا منصرف شدن از یک کار در مواجهه با سختیهاست.
در وجهه دوم، این واژه یک وامواژه فرنگی (Papess) محسوب میشود که به معنای پاپِ زن یا پاپ مؤنث است و به داستانهای اساطیری کلیسای کاتولیک اشاره دارد. بنابراین بسته به سیاق متن، میتواند معنای یک کنایه ادبی فارسی یا یک عنوان مذهبی-تاریخی غربی را به خود بگیرد.
در بازیهای جدول و سرگرمی، این کلمه دقیقاً ۴ حرف دارد و معمولاً به عنوان مترادف عقبنشینی یا انصراف از کار مطرح میشود. در کل، این واژه ابزاری کلیدی برای توصیف مفاهیمی چون تسلیم، کمآوردن و یا توصیف یک فیگور تاریخی نیمهافسانهای است.