یعنی چه
صفات جمال و جلال الهی یک اصطلاح کلامی و عرفانی است. صفات جمال (ثبوتیه) به ویژگیهایی مانند رحمان، رحیم و کریم اشاره دارد که مایهٔ مهر، لطف و زیبایی خداوند هستند. صفات جلال (سلبیه/جلالیه) به ویژگیهایی مانند قدوس، غنی و قهار اشاره دارد که نشاندهندهٔ عظمت، پاکی از نقص و بینیازی مطلق خداوند از مخلوقات است.
تلفظ
این ترکیب عبارتی عربی است که با تلفظ فصیحِ حرکتهای کوتاه (فتحه، کسره، ضمه) در زبان فارسی به صورت «سِفاتِ جَمال وَ جَلالِ اِلهی» خوانده میشود.
در جدول
این اصطلاح در جدولهای کلمات متقاطع به عنوان پاسخ برای پرسشهایی نظیر «مجموعه ویژگیهای لطف و عظمت خداوند» یا «تقسیمبندی عرفانی صفات خدا» کاربرد دارد و دقیقاً ۱۷ حرف دارد.
به انگلیسی
در متون فلسفی و کلامی انگلیسی، برای انتقال دقیق مفهوم جمال از واژه Beauty یا Grace و برای جلال از Majesty یا Glory استفاده میشود.
به عربی
ریشهٔ اصلی این اصطلاح از زبان عربی و متون کلامی و عرفانی اسلامی گرفته شده است.
به فارسی
در برگردان یا معادلسازی روان فارسی، میتوان آن را به «ویژگیهای مهرآمیز و باصلابت خداوند» یا «صفات مایهٔ مهر و مایهٔ بیم» تعبیر کرد که بازتابدهندهٔ همان مفاهیم لطف و قهر هستند.
در قرآن
اگرچه این ترکیب اصطلاحی عیناً در قرآن نیامده، اما در آیه ۷۸ سوره الرحمن عبارت «ذِی الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ» ذکر شده است؛ که در آن «ذوالجلال» به صفات جلال (عظمت) و «اکرام» به صفات جمال (لطف و رحمت) اشاره دارد.
جمعبندی و توضیح کامل صفات جمال و جلال الهی
اصطلاح «صفات جمال و جلال الهی» از مفاهیم بنیادین در معرفت دینی، کلام و عرفان اسلامی است که به مؤمنان کمک میکند درک جامعتری از ذات پروردگار به دست آورند. صفات جمال تجلیبخش رحمت، عشق، بخشندگی و مهربانی بیپایان خداوند است که قلبها را به سوی او جذب میکند؛ در حالی که صفات جلال نشاندهندهٔ عظمت، بینیازی، اقتدار و پاکی حقتعالی از هرگونه نقص و شبیه بودن به آفریدههاست.
در نگاه عرفانی، این دو دسته صفت در تضاد واقعی با یکدیگر نیستند، بلکه مکمل یکدیگر در تجلی ذات الهی به شمار میروند. به عنوان مثال، در پدیدههای طبیعی، باران و بهار نمادی از جمال الهی، و طوفان و زلزله نمادی از جلال او هستند. در نهایت، شناخت همزمان این صفات، تعادلی میان «خوف و رجا» (بیم و امید) در دل انسان ایجاد میکند تا نه از رحمت حق ناامید شود و نه از عظمت او غافل گردد.