یعنی چه
«تمامخواهی» اصطلاحی معاصر با دو کاربرد تخصصی است؛ در روانشناسی به معنای سازماندهی متعصبانه و انعطافناپذیر خودپنداره است که در آن تفکر فرد به دوگانهٔ مطلق «سفید و سیاه» تقلیل مییابد یا برای رسیدن به بینقصترین حالت ممکن دچار کاملطلبی بیمارگونه میشود. در علوم سیاسی نیز به نظام یا ایدئولوژیای اشاره دارد که بر کنترل مطلق و فراگیر تمام جنبههای زندگی فردی و اجتماعی جامعه تأکید میکند.
تلفظ
این واژه به صورت فتح تاء، ميم مشدد و الف (تَمام)، به همراه بن مضارع فعل خواستن با واو معدوله (خواه) و یای مصدری (ي) تلفظ میشود.
در جدول
پاسخ دقیق برای پرسشهای جدول کلمات متقاطع در قالب یک واژهٔ ۹ حرفی.
به انگلیسی
بسته به بستر متن، معادلهای انگلیسی آن در روانپزشکی اجتماعی، علوم سیاسی یا مباحث عمومی کمالگرایی متفاوت است.
به عربی
در زبان عربی برای مفاهیم سیاسی از واژه شمولیه و برای رویکردهای کمالگرایانه از تعابیر مرتبط با کمال استفاده میشود.
به فارسی
در برگردان و معادلسازیهای درونزبانی، این واژه با مفاهیمی چون عافیتطلبی مطلق، جزماندیشی، تکمحوری و انحصارطلبی پیوند دارد.
جمعبندی و توضیح کامل تمام خواهی
واژهٔ «تمامخواهی» یک اصطلاح ترکیبی نوین و مصوب در زبان فارسی است که برای پوشش دادن مفاهیم مدرن غربی در دو حوزهٔ روانشناسی و علوم سیاسی وضع شده است. در بعد فردی و روانشناختی، این کلمه نشاندهنده نوعی بنبست فکری و صلب بودن ذهن است؛ حالتی که در آن شخص توانایی پذیرش تفاوتها یا انعطافپذیری شناختی را ندارد و همهچیز را در ساختاری صفر و یکی یا کاملاً درست و کاملاً غلط میبیند. گاهی نیز در ادبیات عمومی روانشناسی به عنوان برابری برای کمالطلبی افراطی بهکار میرود.
در بعد ساختاری و سیاسی، این واژه بازتابدهنده همان تفکری است که امروزه بیشتر با نام «تمامیتخواهی» شناخته میشود؛ یعنی سیستمی که هیچگونه تکثرگرایی، آزادی فردی یا زاویه دید متفاوتی را برنمیتابد و میخواهد سلطهٔ مطلق خود را بر افکار، عقاید و رفتارهای کل جامعه بگستراند. در مجموع، ریشه این واژه اگرچه از «تمام» عربی بهره گرفته، اما ساختار کلی آن بازتابدهنده نیاز جامعه معاصر به تبیین دقیق رفتارهای انحصارطلبانه و مطلقگرایانه است.