یعنی چه
فعل مرکب «تباه کرد» به معنای از بین بردن خاصیت، ارزش، یا سلامت چیزی یا کسی است. این واژه زمانی به کار میرود که شیء، موقعیت یا جانی دچار فساد، ویرانی یا نابودی کامل شود.
تلفظ
تلفظ دقیق این فعل مرکب به صورت [ta-bāh kard] است که در آن واژهٔ اول دارای مصوت کوتاه زبر و مصوت بلند الف است.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول کلماتی مانند افسد، اهلک یا خراب کرد نیز با این مفهوم همخوانی دارند.
به انگلیسی
افعال فوق نزدیکترین معادلهای انگلیسی برای رساندن مفهوم آسیب جدی و از بین بردن کارایی یک چیز هستند.
به عربی
در زبان عربی افعال «أفسد» و «أهلك» دقیقترین تطابق معنایی را با تباه کردن دارند که در آیات قرآنی نیز به کار رفتهاند.
به فارسی
مترادفهای پارسی این واژه شامل خراب کرد، ضایع کرد، هدر داد و باطل ساخت است. متضادهای آن عبارتند از آباد کرد، اصلاح کرد و سامان داد. این واژه ریشه در زبان پهلوی (پارسی میانه) دارد و از واژهٔ tapāh مشتق شده است. همخانوادههای آن شامل تباهی، تبه، تباهکار و تباهسازی میباشند.
جمعبندی و توضیح کامل تباه کرد
فعل مرکب «تباه کرد» یکی از واژگان اصیل و ریشهدار زبان فارسی است که پیشینه آن به زبان پارسی میانه (پهلوی) بازمیگردد. این واژه بار معنایی منفی عمیقی دارد و نشاندهنده خروج یک وضعیت، شیء یا جان از حالت سلامت، اعتدال و کارایی به سمت نابودی، فساد و ویرانی کامل است.
در متون کلاسیک فارسی و همچنین ترجمههای قرآنی، این فعل در برابر واژگانی چون «افساد» و «اهلاک» قرار میگیرد که به خوبی ابعاد مختلف آن یعنی ضایع کردن مادی و هلاک کردن معنوی یا جانی را پوشش میدهد. بررسی همخانوادههای آن مانند تباهی و تباهکار نیز تداوم این مفهوم را در زبان نشان میدهد.