یعنی چه
این عبارت کنایه از ناتوان، فرسوده و زمینگیر شدن انسان است؛ به طوری که بر اثر مشقت زیاد، بیماری یا کهولت سن، دیگر توان حرکت، کار یا ادارهٔ امور شخصی خود را نداشته باشد. همچنین در مواردی به سقوط از مرتبه، اعتبار و رونق افتادنِ یک موقعیت یا وسیله نیز اشاره دارد.
تلفظ
تلفظ این اصطلاح به صورت «اَز دَسْتْ وَ پا اُفْتا دَن» (az dast va pā oftādan) است که در گویش عامیانه معمولاً واو عطف حذف شده و به صورت «از دست و پا افتادن» شنیده میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این عبارت دقیقاً ۱۴ حرف دارد و به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «کنایه از ناتوان شدن» یا «زمینگیر شدن» به کار میرود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن این مفهوم کنایی، از اصطلاحات مربوط به فرسودگی شدید بدن یا از کار افتادن استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی افعالی مانند عجز به معنای ناتوانی یا اصطلاحات قرآنی مرتبط با کهولت سن برای این معنا کاربرد دارند.
نماد چیست
این اصطلاح از نظر تصویرسازی نمادین، نشاندهندهٔ زوال قدرت جسمانی انسان است. دست به عنوان مظهر کار و تلاش و پا به عنوان مظهر حرکت و ایستادگی، وقتی کارایی خود را از دست بدهند، سقوط و تسلیم فرد در برابر پیری یا بیماری را نمادگذاری میکنند.
جمعبندی و توضیح کامل از دست و پا افتادن
اصطلاح «از دست و پا افتادن» یکی از کنایههای اصیل و ریشهدار در زبان و ادبیات فارسی است که با تکیه بر اعضای حیاتی بدن (دست و پا)، وضعیت ناتوانی کامل انسان را به تصویر میکشد. این عبارت در طول قرنها در ادبیات عامیانه و مکتوب برای توصیف افرادی که به دلیل کهولت سن یا بیماری شدید دیگر قادر به انجام امور خود نیستند، استفاده شده است.
این عبارت علاوه بر دلالت بر ضعف جسمانی، گاه در معنای مجازی برای اشیا یا موقعیتهایی که رونق و کارایی خود را کاملاً از دست دادهاند نیز به کار میرود. جالب توجه است که این مفهوم دقیقاً با تعابیری همچون 'أرذل العمر' در فرهنگ اسلامی و اصطلاحات مشابه در زبانهای دیگر (مثل ترکی) مطابقت معنایی نزدیکی دارد.