یعنی چه
واژهٔ «گلجبین» (گلجبین) در ادبیات غنایی فارسی به عنوان صفت مرکب به کار میرود و مجازاً به معنای معشوق، نگار و فرد زیبارویی است که چهره و پیشانیاش از نظر طراوت، لطافت و خرمی همانند گل است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت [گُ لَ جَ بین] است که از دو بخش «گُل» (فارسی) و «جَبین» (عربی، به معنی پیشانی) تشکیل میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع و شرح در متن، پاسخ واژهٔ «گلجبین» دقیقاً دارای ۶ حرف است و به عنوان معادل زیبارو یا معشوق استفاده میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژگانی که توصیفکننده زیبایی مینیاتوری و چهرهای همچون گل باشند به عنوان معادلهای ادبی این کلمه به کار میروند.
به ترکی
در ترکی استانبولی برای انتقال این مفهوم ادبی از ترکیبهای توصیفی مرتبط با پیشانی و گل یا صفت عمومی زیبایی استفاده میشود.
به فارسی
از واژههای هممعنا و اصیل فارسی که همانند گلجبین برای توصیف معشوق و زیبارویان در شعر و نثر به کار میروند میتوان به گلرخ، گلعذار، ماهجبین، پریچهر و نگار اشاره کرد.
نماد چیست
این کلمه در ادبیات غنایی و فرهنگ ایرانی نمادی از حسن و جمال بینقص، لطافت طبع معشوق، شرم عذار و طراوت بهاری جوانی است که شاعران برای ستایش محبوب خود به کار میبردهاند.
جمعبندی و توضیح کامل گلجبین
واژهٔ «گلجبین» یک ترکیب وصفیِ مرکب (فارسی - عربی) است که از پیوند واژهٔ فارسی «گل» و واژهٔ عربی «جَبِین» (به معنی پیشانی) پدید آمده است. این کلمه در اشعار و متون کهن ادبیات فارسی، به عنوان صفتی برای معشوق و افراد زیبارو به کار میرفته و کنایه از کسی است که چهره و سیمایی به لطافت، سرخی و زیبایی گل دارد. شواهدی از کاربرد این واژه در اشعار سخنسرایانی چون ظهوری ترشیزی نیز به چشم میخورد.
گاهی در برخی جستجوها یا لغتنامههای عامیانه، این واژه ممکن است با اصطلاح پزشکی-دارویی سنتی «گلانگبین» (یا گلنگبین/جلنجبین که مخلوطی از گل سرخ و عسل است) به دلیل شباهت آوایی اشتباه گرفته شود؛ اما از نظر واژهشناسی رسمی، گلجبین هویتی کاملاً مستقل و ادبی در معنای زیباروی و ماهرخ دارد.
این کلمه در بازیها و جداول کلمات متقاطع به عنوان یک پاسخ ۶ حرفی مطرح میشود و نمادی از مینیاتورهای ظریف شرقی، طراوت بهاری و حسن جمال معشوق در سنت شعر غنایی ایران به شمار میرود.