یعنی چه
واژه عباثر در کتابهای لغت به دو معنی عمده آمده است؛ نخست به عنوان نام یک گیاه خوشبو و معطر که شباهت زیادی به گیاه قیصوم یا همان بومادران دارد، و دوم به عنوان نام یک نقب و راه کوهستانی سرازیر در منطقه کوه جهینه.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت عَبَاثِر (‘a-bā-thir) است.
به انگلیسی
با توجه به اینکه عباثر به گیاهی شبیه به بومادران (قیصوم) اشاره دارد، معادل علمی و انگلیسی آن در حوزه گیاهشناسی Achillea نامیده میشود.
به عربی
این کلمه اصالتاً عربی است و در لغتنامههای عربی مانند معجمالبلدان نیز به همین صورت به کار رفته است.
به فارسی
معادلهای فارسی دقیق این واژه در بخش گیاهشناسی، گیاه «قیصوم» یا «بومادران» است که در طبیعت ایران نیز به وفور یافت میشود.
در قرآن
کلمه عباثر در متن قرآن کریم ذکر نشده است و یک واژه لغوی و جغرافیایی در زبان عربی به شمار میرود.
نماد چیست
در ادبیات، اسطورهشناسی و فرهنگ عامه نماد خاصی برای واژه عباثر تعریف یا ثبت نشده است.
جمعبندی و توضیح کامل عباثر
واژه عباثر کلمهای با ریشه عربی است که به کتابهای لغت و فرهنگهای فارسی نظیر لغتنامه دهخدا راه یافته است. این کلمه با ساختار ۵ حرفی خود در دو حوزه کاملاً متفاوت کاربرد دارد؛ در حوزه گیاهشناسی به نوعی گیاه معطر و خوشبو اشاره میکند که شباهت ساختاری با بومادران یا قیصوم دارد، و در حوزه جغرافیا و تاریخ، به عنوان نام یک مسیر و نقب کوهستانی در کوهستان جهینه شناخته میشود.
جمع این واژه در زبان عربی «عبثران» است. این واژه فاقد کاربرد یا اشاره در متن قرآن کریم است و در ادبیات فارسی نیز بیشتر کاربرد دانشنامهای و لغوی داشته و نمادپردازی خاصی حول آن شکل نگرفته است.