معنی
عزم در لغت به معنای بستن و محکم کردن گره است که مجازاً به عنوان ارادهٔ راسخ و حالت ذهنی فرد برای انجام یک کار قطعی، بدون راه یافتن شک و تردید به آن، به کار میرود.
یعنی چه
وقتی میگوییم کسی عزم کاری را کرده است، یعنی او از مرحلهٔ شک و دودلی گذشته، هدف خود را مشخص نموده و با پایداری و استقامت درونی آمادهٔ اقدام شده است.
مترادف
این کلمات همگی بر مفهوم داشتن انگیزه، هدف قطعی و استواری در شروع یا ادامه یک کار دلالت دارند.
متضاد
این واژهها بیانگر حالت عدم قطعیت، ضعف در تصمیمگیری و ناتوانی در ایستادگی بر سر یک هدف مشخص هستند.
هم خانواده
این کلمات همگی از ریشهٔ سه حرفی عربی «ع-ز-م» مشتق شدهاند و با مفاهیمی چون سفر کردن، تصمیمگیری و اراده مرتبط هستند.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، پاسخ اصلی برای راهنمای «اراده قوی» یا «تصمیم راسخ» معمولاً واژه ۳ حرفی «عزم» است.
به انگلیسی
برای بیان مفهوم عزم در زبان انگلیسی، با توجه به لحن و سیاق متن از این واژهها استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل عزم
واژهٔ «عزم» نمادی از قدرت درونی، پشتکار و تصمیمگیری بدون بازگشت است. این کلمه در ادبیات فارسی و فرهنگ اسلامی جایگاه ویژهای دارد و در متون کهن غالباً در کنار مفاهیمی چون کوه یا آهن به کار میرود تا نشاندهنده ارادهای سخت و تزلزلناپذیر باشد.
در قرآن کریم نیز این واژه به ثبات قدم و توکل اشاره دارد؛ چنانکه خداوند به پیامبر خود میفرماید پس از مشورت و هنگامی که تصمیم گرفتی (عَزَمتَ)، بر خدا توکل کن. همچنین برترین پیامبران الهی به دلیل صبر، مجاهدت و ایستادگی فوقالعادهشان در برابر سختیها، «أولوا العزم» نامیده شدهاند.
در مجموع، عزم فراتر از یک نیت ساده، نقطهٔ آغازین هر حرکت بزرگ و موفقیتی است که انسان با تکیه بر استقامت و برطرف کردن هرگونه شک و تردید در دل خود ایجاد میکند.