معنی
در لغت به معنی کسی است که عهد و پیمانی با او بسته شده تا در امان باشد. در اصطلاح فقهی و تاریخی، به پیروان ادیان آسمانی (مسیحیان، یهودیان و زرتشتیان) گفته میشود که در کشور اسلامی زندگی میکنند و با حکومت قرارداد حقوقی دارند.
یعنی چه
به زبان ساده، ذمی یعنی شهروند غیرمسلمانی که هویت مذهبی او رسمیت دارد و در قبال پایبندی به قوانین عمومی و پرداخت مالیاتِ سرانه (جزیه)، جان، مال و آزادی او برای ممارست دینش توسط حکومت اسلامی تضمین و محافظت میشود.
مترادف
واژههایی مانند زنهاری (امانیافته) و معاهد (پیمانبسته) در ساختار فقهی و حقوق سنتی قرابت معنایی بالایی با این واژه دارند.
متضاد
در فقه کلاسیک، کافر حربی (کسی که در حال جنگ با مسلمانان است) و مستأمن (کسی که موقتاً و برای کار مشخصی امان گرفته) در تقابل با وضعیت حقوقی ذمی قرار میگیرند.
ریشه
این واژه از ریشه عربی «ذمه» به معنای عهد، پیمان، امان و ضمانت گرفته شده است. علت این نامگذاری آن است که شکستن این پیمان تعهدآور اخلاقی، موجب ملامت و سرزنش (ذم) میشود.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع معمولاً به عنوان پاسخ برای سؤالاتی نظیر «کافر تحت حمایت اسلام» یا «غیرمسلمان جزیهپرداز» به کار میرود.
به انگلیسی
واژه Dhimmi به عنوان یک اصطلاح حقوقی و تاریخی عیناً وارد زبان انگلیسی شده و برای توصیف وضعیت اقلیتها در جوامع اسلامی کلاسیک استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل ذمی
واژه «ذمی» یک اصطلاح فقهی، حقوقی و تاریخی در جهان اسلام است و به غیرمسلمانانِ اهل کتابی (مانند یهودیان، مسیحیان و زرتشتیان) اطلاق میشود که در قلمرو حکومت اسلامی سکونت داشتند. این افراد با عقد قراردادی به نام «ذمه»، متعهد میشدند که به قوانین عمومی جامعه پایبند باشند و مالیات سرانهای به نام «جزیه» پرداخت کنند؛ در مقابل، حکومت نیز امنیت جان، مال، ناموس و آزادی آنها را در انجام مناسک مذهبی خود تضمین میکرد.
از نظر ریشهشناسی، این کلمه منسوب به «ذمه» به معنای عهد و امان است و با واژه «ذم» (به معنای سرزنش) همریشه است، زیرا زیر پا گذاشتن این پیمان مایه ملامت نظام حاکم میشد. خود کلمه «ذمی» در متن قرآن نیامده است، اما ریشه آن یعنی «ذمه» دوبار در سوره توبه به معنی پیمان به کار رفته و مبنای فقهی آن نیز از آیه جزیه استخراج شده است.
در نظام حقوقی مدرن و قوانین شهروندی امروزی، این واژه کاربرد اجرایی ندارد و صرفاً به عنوان یک مفهومِ ساختار اجتماعی-سیاسیِ کلاسیک در مطالعات تاریخی و متون فقهی مورد بررسی قرار میگیرد.