معنی
واژه طرار در اصل به کسی گفته میشود که با چابکی و مهارت بالا اقدام به بریدن جیب یا کیسه پول افراد میکند و مال آنها را میرباید. این کلمه در ادبیات فارسی توسعه معنایی پیدا کرده و به عنوان صفت برای افراد مکار، حیلهگر و فریبدهنده نیز به کار میرود. حتی در مواردی به دلیل ربودن دل، در اشعار عاشقانه به عنوان صفت معشوق (مانند طره طرار) استفاده شده است.
یعنی چه
وقتی به کسی طرار میگویند، منظور دزدی است که کارش را با ظرافت و سرعت بالا انجام میدهد، به طوری که مالباخته در لحظه متوجه سرقت نمیشود. در کاربردهای امروزی و کنایی، این واژه به افراد شارلاتان و مکار که با ترفندهای گوناگون سر مردم کلاه میگذارند نیز اشاره دارد.
مترادف
این واژهها در متون قدیم و جدید همراستا با مفهوم سرقتِ چابکانه یا فریبکاری به جای طرار استفاده شدهاند.
متضاد
برای واژه طرار متضاد مستقیم و وضعی در منابع ثبت نشده است، اما کلماتی که مفاهیم امانتداری و صداقت را میرسانند، متضاد معنایی آن محسوب میشوند.
هم خانواده
این کلمات از ریشه سه حرفی (ط ر ر) مشتق شدهاند که در زبان عربی به معنای بریدن و تیز کردن است.
ریشه
این کلمه ریشه عربی دارد و صیغه مبالغه است. در زبان عربی «طَرَّ» به معنی بریدن و شکافتن است. علت این نامگذاری آن است که این دسته از دزدان در گذشته، کیسه یا آستین لباسِ مالباختگان را پنهانی میبریدند تا سکهها را خارج کنند؛ از این رو به آنها طرار (بسیار برنده یا شکافنده کیسه) میگفتند.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنمای «دزد و جیببر» یا «کیسهبر»، واژه ۴ حرفی «طرار» یک جواب کلاسیک و بسیار رایج است.
به انگلیسی
بسته به اینکه طرار در معنای واقعی (سرقت) یا معنای مجازی (فریبکاری) به کار رود، ترجمه انگلیسی آن متفاوت خواهد بود.
جمعبندی و توضیح کامل طرار
واژه «طرار» یک اصطلاح اصیل عربی وارد شده به زبان فارسی است که ریشه در فعل «طَرَّ» به معنای بریدن دارد. علت این نامگذاری به شیوه کار دزدان تردست در گذشته بازمیگردد که آستین یا کیسه پول افراد را بدون آنکه متوجه شوند میبریدند و سکهها را میربودند. بنابراین، معنای اولیه و دقیق کلمه، جیببر و کیسهبر حرفهای است.
در ادبیات کلاسیک فارسی، این واژه گسترش معنایی پیدا کرده و به عنوان نمادی از فریبکاری، زیرکی منفی و خیانت پنهان به کار رفته است. شاعران بزرگ گاهی از این واژه به صورت استعاری استفاده کردهاند؛ برای نمونه، ناصرخسرو «دنیا» را به طراری تشبیه میکند که به پنهانی عمر انسان را میدزدد. همچنین در اشعار عاشقانه، گاه زلف و طره معشوق به دلیل ربودن دلِ عاشق، به طرار تشبیه شده است.
لازم به ذکر است که این کلمه در متن قرآن کریم نیامده و در آنجا بیشتر از واژه «سارق» استفاده شده است، اما کاربرد واژه طرار در متون فقهی، حقوقی قدیمی و نظم و نثر ادبی ایران بسیار چشمگیر است.