یعنی چه
این اصطلاح دو کاربرد متفاوت دارد: در پزشکی و زیستشناسی به پدیدهٔ بلعیدن عمدی خاک، گل یا سنگریزه گفته میشود که معمولاً ناشی از کمبود شدید مواد معدنی مانند آهن است. در حوزهٔ اقتصادی و محیطزیست نیز به برداشت، فروش غیرقانونی و قاچاق خاکهای مرغوب و حاصلخیز کشور به کشورهای دیگر اشاره دارد.
تلفظ
تلفظ این واژه به صورت «خاکْ خواری» (یا در زبان عامیانه خاکخوری) است که از دو جزء «خاک» و بن مضارع «خوار» (از فعل خوردن) به همراه پسوند مصدری «ی» تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این کنایه یا اصطلاح دقیقاً «خاک خواری» است که از ۸ حرف تشکیل میشود. بسته به طراح جدول، ممکن است معادلهای علمی آن مانند ژئوفاژی یا هرزهخواری نیز مد نظر باشد.
به انگلیسی
برای بعد پزشکی و زیستشناختی آن از واژهٔ علمی Geophagia استفاده میشود. در بستر مباحث سیاسی، محیطزیستی و اقتصادی، عبارات Soil smuggling یا Soil trafficking به کار میروند.
به عربی
در زبان عربی برای اشاره به پدیدهٔ زیستی خوردن خاک از عبارت «أكل التراب» و برای توصیف پدیدهٔ مجرمانه غارت و قاچاق خاک از اصطلاح «تهريب التربة» استفاده میشود.
نماد چیست
در فرهنگ عامه و ادبیات کنایی فارسی، خاک خوردن یا خاکخواری کنایه و نمادی از فقر و تنگدستی مفرط، مظلومیت یا تحمل مصائب و سختیهای فراوان برای گذران زندگی است. در علم پزشکی نیز این وضعیت به عنوان نشانهای بالینی از فقر شدید آهن و کمخونی مفرط شناخته میشود.
جمعبندی و توضیح کامل خاک خواری
واژهٔ «خاکخواری» در ادبیات امروز ایران یک عبارت ذوجنبه است که بسته به متن گفتگو، معنای آن کاملاً تغییر میکند. از یک سو در علم پزشکی و روانپزشکی، این پدیده تحت عنوان ژئوفاژی یا پیکا (هرزهخواری) بررسی میشود که طی آن فرد به دلیل اختلالات رفتاری یا کمبود شدید کلسیم و آهن، به خوردن فیزیکی خاک روی میآورد. از سوی دیگر، در رسانهها و مباحث کلان اقتصادی، این واژه همردیف اصطلاحاتی چون زمینخواری و کوهخواری قرار میگیرد و به پدیدهٔ شوم برداشت بیرویه و قاچاق خاکهای حاصلخیز کشور به کشورهای حاشیهٔ خلیج فارس اشاره دارد.
در فرهنگ و روایات اسلامی نیز به این موضوع پرداخت شده است؛ به طوری که در فقه، خوردن خاک به دلیل زیانهای آشکار برای بدن انسان حرام اعلام شده و تنها استثنای آن مقدار بسیار اندکی از تربت سیدالشهدا (ع) برای شفای بیماران است. در ادبیات کنایی فارسی نیز اصطلاح «خاک خوردن» به مجاز، نشاندهندهٔ قناعت اجباری، فقر مفرط یا مرارت کشیدن در یک کار است.