یعنی چه
این واژه دو کاربرد کاملاً متفاوت دارد؛ در متون ادبی به معنای صبور بر غم است که اندوه خود را پنهان کرده و خود را فرسوده میکند. در علوم زیستی مدرن، به جاندارانی مانند گیاهان اشاره دارد که مواد غذایی مورد نیازشان را خودشان تأمین میکنند.
تلفظ
این کلمه از دو بخش «خود» و «خوار» (از مصدر خوردن) تشکیل شده است و واو در بخش دوم خوانده نمیشود.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول کلمه «خودخوار» با ۷ حرف است. همچنین بسته به راهنمای جدول، کلمات اتوتروف و خودخور نیز میتوانند مد نظر باشند.
به انگلیسی
در متون علمی و زیستشناسی از معادلهای اتوتروف و اتوفاژی استفاده میشود و در بافتار ادبی اصطلاحات مربوط به فرسودگی درونی به کار میرود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای مراجع علمی عیناً از واژه فرانسوی/انگلیسی آن استفاده شده و برای معنای کنایی از عبارت توصیفی بهره میبرند.
به فارسی
معادلهای فارسی این واژه بر اساس بافتار متن تعیین میشوند؛ در متون کلاسیک مترادف با «غمخور» و «درونگرا» است و در کتابهای علمی جدید به عنوان معادل واژه «خودپرور» یا «مستقلتغذیه» شناخته میشود.
جمعبندی و توضیح کامل خودخوار
واژه «خودخوار» یک صفت مرکب اصیل در زبان فارسی دری است که از ترکیب «خود» و بن مضارع «خوردن» ساخته شده است. این کلمه در طول تاریخ زبان فارسی تطور معنایی جالبی را تجربه کرده است؛ به طوری که در ادبیات کهن مظهر انسانهای صبوری بود که بار غصهها را به تنهایی به دوش کشیده و راز دل برملا نمیکردند.
در عصر حاضر و با توسعه علوم تجربی، مترجمان و دانشمندان ایرانی از این پتانسیل زبانی استفاده کرده و آن را به عنوان برگردانی دقیق برای واژگانی نظیر اتوتروف (در سطح جانداران) و اتوفاژی (در سطح سلولی) به کار بردهاند. بنابراین امروزه این لغت هم در تحلیلهای ادبی و هم در متون زیستشناسی و پزشکی کاربرد دارد.