معنی
واژه لرزان در زبان فارسی به عنوان صفت فاعلی یا قید حالت به کار میرود و به ویژگی شخص، شیء یا حالتی اشاره دارد که دچار تکانهای پیدرپی، سستی، عدم ثبات یا ارتعاش شده است.
یعنی چه
این عبارت برای توصیف هر چیزی که پایداری و استوار بودن خود را از دست داده باشد استفاده میشود؛ خواه این ناپایداری فیزیکی باشد (مانند شعله لرزان شمع یا دست لرزان) و خواه روحی و اعتباری (مانند موقعیت لرزان).
مترادف
این کلمات همگی مفهوم تکان خوردن، بیثباتی و عدم استحکام را در سیاقهای مختلف رسانهای و ادبی منتقل میکنند.
متضاد
کلماتی که نشاندهنده استحکام، ثبات، ماندگاری و عدم هرگونه ارتعاش یا اضطراب هستند.
هم خانواده
واژههایی که از بن مضارع «لرز» مشتق شدهاند و همگی با مفهوم تکان و ارتعاش پیوند معنایی دارند.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع، واژه «لرزان» به عنوان پاسخ پنج حرفی برای راهنماهایی همچون «مرتعش»، «متزلزل» یا «تکانخورنده» به کار میرود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به این که لرزش ناشی از عامل فیزیکی، ترس و یا سستی بنیان باشد، از معادلهای متفاوتی استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل لرزان
واژه «لرزان» یک صفت فاعلی و قید حالت اصیل فارسی است که از بن مضارع فعل لرزیدن (لرز) به همراه پسوند «ان» ساخته شده است. این واژه به هر نوع حالت یا پدیدهای اشاره دارد که دچار ارتعاش، بیثباتی، عدم تعادل فیزیکی یا روانی شده باشد. ریشه کهن این کلمه در زبانهای ایرانی به معنای تکان خوردن و لرزش است و در ادبیات فارسی از گذشته تا کنون کاربرد گستردهای داشته است.
در ابعاد نمادین و ادبی، لرزان معمولاً کنایه یا نشانی از ترس، پیری، ضعف، اضطراب و ناپایداری روزگار است. برای مثال ترکیبهایی مثل «صدای لرزان»، «قدمهای لرزان» یا «پایههای لرزان» همگی ضعف عمیقِ نهفته در آن پدیده را به تصویر میکشند. اگرچه این لفظ به صورت مستقیم در متن قرآن نیامده، اما مفاهیم همارز آن مانند «زلزله» و «ترجف» برای بیان ابهت وحشت قیامت استفاده شدهاند.
در مجموع، این کلمه پنجحرفی یکی از پرکاربردترین واژگان برای توصیف وضعیتهای گذرا، حساس و فاقد استواری در زبان و ادبیات فارسی به شمار میرود و جایگاه ویژهای در تصویرسازیهای شاعرانه دارد.