یعنی چه
واژه «ذیجسد» یک ترکیب وصفی است که از دو بخش «ذی» (صاحب، دارای) و «جسد» (پیکر، جسم) تشکیل شده است. این اصطلاح در متون لغوی، فلسفی و کلامی برای اشاره به موجودات مادی و عینی در برابر موجودات مجرد، روحانی یا بیروح به کار میرود و به معنای هر چیزی است که کالبد و تن داشته باشد.
تلفظ
این ترکیب به صورت «ذی» (با یای مدی) و «جَسَد» (با فتح جیم و سین) تلفظ میشود.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول کلمه «ذی جسد» با ۵ حرف است. همچنین معادلهای آن مانند «جسمانی» یا «تندار» نیز ممکن است مد نظر باشد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم موجود دارای کالبد مادی از واژگانی نظیر Corporeal و Embodied استفاده میشود.
به عربی
این عبارت خود ریشه عربی دارد و در زبان مبدأ نیز به صورت «ذو جسد» یا «ذو جسم» برای توصیف موجودات مادی به کار میرود.
به فارسی
واژگان جایگزین و سره فارسی برای این اصطلاح شامل «تندار»، «پیکرمند»، «گوشت و پوستدار» و «جسمانی» هستند که مفهوم داشتن کالبد فیزیکی را میرسانند.
در قرآن
ترکیب عینی «ذیجسد» در قرآن نیست، اما واژه «جَسَد» ۴ بار به کار رفته است؛ از جمله در آیه ۸ سوره انبیاء که به جسم زنده و نیازمند غذای پیامبران اشاره دارد («وَمَا جَعَلْنَاهُمْ جَسَدًا لَا يَأْكُلُونَ الطَّعَامَ») و در آیاتی مانند آیه ۸۸ سوره طه که به کالبد بیروح و مجسمه گوساله سامری اشاره میکند («عِجْلًا جَسَدًا لَهُ خُوَارٌ»).
جمعبندی و توضیح کامل ذی جسد
عبارت «ذیجسد» یک ترکیب وصفی عربی و کاربردی در زبان فارسی است که از نظر لغوی به معنای «دارای پیکر، تن و کالبد مادی» است. این واژه به طور کلی برای متمایز کردن موجودات فیزیکی و ملموس از موجودات مجرد، متافیزیکی یا ارواح محض به کار میرود و در متون کهن فلسفی، کلامی و ادبی ایران جایگاه ویژهای دارد.
اگرچه خود این ترکیب فشرده در متن قرآن مجید به طور مستقیم نیامده است، اما ریشه و واژه اصلی آن یعنی «جسد» در چهار موضع مختلف از قرآن کریم پدیدار شده است. این کاربردها هم شامل اجسام ذیروح و زنده (مانند کالبد فیزیکی پیامبران که نیاز به طعام داشتند) و هم شامل اجسام مجسمهای و بیروح (مانند گوساله سامری) میشود.
در مجموع، این اصطلاح پنجحرفی علاوه بر کاربرد در حل جدولهای کلمات متقاطع، به عنوان یک صفت دقیق برای توصیف هر آنچه که دارای ابعاد مادی، فیزیکی و صاحب بدن است، در زبان و ادبیات فارسی شناخته میشود.