یعنی چه
«آفریدن و هستی بخشیدن» به معنای از ناچیز، چیز کردن و پدید آوردن موجودی از عدم است. این مفهوم ریشه در واژه پهلوی āfrītan دارد که در اصل با مفاهیمی چون مهرورزی، خشنود کردن و برکت دادن پیوند خورده و نمایانگر جهانبینی توحیدی و پویای ایرانی است.
تلفظ
تلفظ این عبارت ترکیبی به صورت [āfrīdan va hastī bakhshīdan] است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این عبارت با توجه به تعداد حروف خواسته شده مشخص میشود و خود عبارت دارای ۱۷ حرف است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی از افعال و عبارات متفاوتی برای رساندن این مفهوم استفاده میشود که رایجترین آنها To create است.
در قرآن
در قرآن کریم، هستیبخشی خداوند با ظرایف زبانی گوناگونی توصیف شده است؛ از جمله «خَلَقَ» به معنی آفرینش بر اساس اندازهگیری دقیق، «بَارِئ» به معنی هستیبخشی پاک از نقص، «فَاطِر» به معنی شکافتن عدم، و «بَدِیع» به معنای آفریدن چیزی نوظهور و بیسابقه.
نماد چیست
در فرهنگ ایران باستان، زمین (سپندارمذ) به عنوان نماد باروری و زایش، و آب و باران به عنوان عوامل پویای هستیبخشی به طبیعت شناخته میشوند. در ادبیات عرفانی نیز «دم و نفخه» (مانند نفخه الهی یا دم مسیحایی) عینیترین نمادِ بخشیدنِ زندگی به کالبد بیجان است.
جمعبندی و توضیح کامل افریدن و هستی بخشیدن
عبارت «آفریدن و هستی بخشیدن» یکی از عمیقترین مفاهیم فلسفی، عرفانی و توحیدی در زبان و فرهنگ فارسی است. این مفهوم که ریشه در واژه پهلوی āfrītan دارد، در اصالت لغوی خود با برکت، مهرورزی و خیرخواهی پیوند خورده است و معنای آن فراتر از یک تولید ساده، به معنای بیرون کشیدن هستی از دل نیستی و جان بخشیدن به کالبد جهان است.
در فرهنگ اسلامی و تجلی آن در قرآن کریم، این واژه با تعابیر دقیقی چون خلق، ابداع، فطر و صُنْع همپوشانی دارد که هر یک مرتبهای از تجلی قدرت الهی را نشان میدهند. همچنین در نمادشناسی ایرانی و عرفانی، پدیدههایی چون زمین بارور، آب زلال و نفخه و دم مسیحایی به عنوان مظهر و نماد این جریان حیاتبخش معرفی میشوند.