معنی
خدمت در لغت به معنای انجام دادن کار برای کسی از روی طاعت، پرستاری کردن، تیمار داشتن و برآوردن نیازهای یک فرد یا جامعه است. در کاربردهای امروزی و رسمی نیز به وظایف شغلی، اداری، اجتماعی یا نظامی (مانند خدمت سربازی) اطلاق میشود.
یعنی چه
عبارت خدمت به این معناست که فرد توان، وقت یا تخصص خود را برای خیررسانی به دیگری یا پیشبرد امور یک سازمان و جامعه به کار گیرد. این مفهوم هم جنبهٔ اخلاقی و انسانی دارد و هم جنبهٔ قانونی و ساختاری.
مترادف
واژههای فوق بسته به متن و دورهٔ زمانی (قدیمی یا معاصر) میتوانند به عنوان هممعنی کلمهٔ خدمت به کار روند.
متضاد
کلماتی که در تضاد مستقیم با مفهوم انجام وظیفه، فروتنی، کمکرسانی و طاعت قرار دارند.
هم خانواده
واژههایی که از ریشهٔ ثلاثی مجرد «خدم» مشتق شدهاند یا در ساختار خود این ریشه را دارند.
ریشه
واژه «خدمت» اسم مصدر یا اسم از ریشهٔ ثلاثی مجرد «خدم» (به معنای کار کردن برای دیگری یا چاکری کردن) است که وارد زبان فارسی شده و از فارسی به زبانهای دیگری مانند اردو و ترکی نیز راه یافته است.
جمله سازی
به انگلیسی
معادلهای دقیق واژه خدمت در زبانهای انگلیسی، عربی و ترکی که بسته به بافت متن انتخاب میشوند.
جمعبندی و توضیح کامل خدمت
واژهٔ «خدمت» یکی از کلیدیترین مفاهیم در روابط اجتماعی، اخلاقی و اداری است که ریشه در فرهنگ همیاری و مسئولیتپذیری دارد. این کلمه اگرچه از زبان عربی وارد فارسی شده، اما در بستر ادبیات و عرفان ایرانی تکامل یافته و به ارزشهایی چون فروتنی، ایثار و گرهگشایی از کار مردم پیوند خورده است؛ تا جایی که در متون عرفانی، خدمت به خلق همتراز با خدمت و عبادت خداوند قلمداد میشود.
در ساختار مدرن جامعه نیز، خدمت وجههای قانونی و سازمانی به خود گرفته است که مصادیق آن را میتوان در خدمات دولتی، وظایف شغلی و دورهٔ ضرورت نظامی (سربازی) مشاهده کرد. بررسی ریشهشناختی و قرآنی این واژه نشان میدهد که گرچه خودِ لفظ به صورت مستقیم در قرآن نیامده، اما مفاهیم بنیادین آن مانند احسان، تعاون و نفع رساندن به مردم به شدت مورد تاکید قرار گرفته است.