یعنی چه
واژه عقامة یک مصدر عربی است که به حالت یا کیفیت نازا بودن، خشک بودن و قطع شدن نسل اشاره دارد. این واژه در متون علمی، پزشکی و ادبی به مفهوم عدم توانایی در باروری یا بینتیجه ماندن امور به کار میرود.
تلفظ
این کلمه در زبان عربی و فارسی به صورت عَقَامَة (Aghāmah) تلفظ میشود که فتحه روی حرف عین و قاف قرار دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به این حالت از واژههای پزشکی و عمومی Infertility یا Sterility استفاده میشود.
به عربی
در خود زبان عربی، علاوه بر عقامة، واژههای عُقم و عقار نیز به طور گسترده برای این مفهوم کاربرد دارند.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این واژه شامل نازایی، ناباروری، بیبار و برگی و در مفهوم استعاری، بیثمری است.
در قرآن
خود واژه عقامة به این شکل در قرآن نیست، اما همخانوادههای آن مانند «عقیم» (در وصف همسر حضرت ابراهیم و بادهای ویرانگر) و فعل «یُعْقِم» (نازا میگرداند، سوره شوری آیه ۵۰) به کار رفتهاند.
نماد چیست
این واژه در ادبیات نماد رسمی ندارد، اما در متون کنایی و ادبی به عنوان نمادی از بیحاصلی، زمین بایر و کارهای بدون دستاورد یاد میشود.
جمعبندی و توضیح کامل عقامة
واژه «عقامة» ریشهای عربی دارد و از مصدر (ع ق م) مشتق شده است. این کلمه در اصل به معنای نازایی، ناباروری و قطع شدن نسل است که با ورود به زبان فارسی، هم در اصطلاحات پزشکی و هم در ادبیات عرفانی و کلاسیک به عنوان مظهر بیثمری و عدم باردهی مورد استفاده قرار گرفته است.
اگرچه خود این واژه به صورت دقیق در متن قرآن کریم ذکر نشده، اما مشتقات بسیار نزدیک آن مانند «عقیم» در سورههای ذاریات و شوری برای اشاره به انسان نازا یا پدیدههای بیمنفعت به کار رفتهاند. در ساختار مسابقات جدول و سرگرمی، این کلمه به عنوان یک پاسخ ۵ حرفی شناخته میشود.
در نگاهی کلی، عقامة مفهوم رویشناپذیری را میرساند؛ چه این رویش در کالبد طبیعت و انسان باشد و چه در ایده، تلاشها و کارهای روزمره انسان که به نتیجه و ثمرهای ملموس دست پیدا نمیکنند.