معنی
واژه قریب در زبان فارسی به چند معنای محوری به کار میرود؛ نخست به حس مکان و زمان اشاره دارد و به معنای نزدیک و مجاور است. دوم در مفهوم روابط انسانی به معنای خویشاوند و بستگان نزدیک استفاده میشود و سوم در کاربردهای قید مقداری به معنای حدوداً و تقریباً (مانند قریب به یک ماه) دلالت میکند.
یعنی چه
عبارت قریب زمانی استفاده میشود که فاصله میان دو چیز، دو زمان یا دو شخص بسیار کم باشد. این واژه ریشه در فرهنگ و ادبیات غنی دارد و نشاندهنده در دسترس بودن، فوریت یک رخداد (قریبالوقوع) یا پیوند عمیق خویشاوندی و معنوی است.
مترادف
این کلمات در متون مختلف میتوانند به جای واژه قریب قرار گیرند و همان معنای نزدیکی مسافتی، زمانی یا خویشاوندی را منتقل کنند.
متضاد
کلمات بعید و دور دقیقاً در نقطه مقابل قریب قرار دارند و نشاندهنده فاصله زیاد زمانی، مکانی یا فرکانس معنایی هستند.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه سهحرفی عربی (ق ر ب) اشتقاق یافتهاند و مفهوم نزدیکی و پیوستگی در درون همگی آنها جریان دارد.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، اگر طراح از شما واژهای چهار حرفی به معنای نزدیک، تقریباً یا خویشاوند بخواهد، پاسخ دقیق آن کلمه «قریب» است. توجه داشته باشید که متضاد آن یعنی «بعید» نیز چهار حرف دارد.
به انگلیسی
بسته به بستر متن، واژه قریب به زبان انگلیسی ترجمه میشود. برای فواصل مکانی و زمانی از Near و Close و برای بیان مقادیر تخمینی از About یا Approximately استفاده میگردد.
جمعبندی و توضیح کامل قریب
واژه «قریب» یکی از کلمات پرکاربرد و کلیدی در زبان فارسی است که ریشه در زبان عربی دارد و مفهوم بنیادین آن بر محوریت «نزدیکی» شکل گرفته است. این کلمه ابعاد متعددی دارد؛ گاهی در مکالمات روزمره برای نشان دادن فاصله اندک جغرافیایی یا زمانی به کار میرود (مانند حادثه قریبالوقوع) و گاهی در قالب اصطلاحات آماری و ریاضی معنای «تقریباً» و «حدوداً» به خود میگیرد که ترکیب «قریب به اتفاق» نمونه بارز آن است.
علاوه بر کاربردهای مادی و ساختاری، قریب در فرهنگ عرفانی و متون مذهبی جایگاه ویژهای دارد. این واژه در قرآن کریم بارها به عنوان صفت الهی یاد شده که نشاندهنده قرب معنوی پروردگار به بندگان و اجابت بیواسطه دعای آنهاست. به طور کلی، قریب کلمهای اصیل با باری مثبت است که پیوند، دسترسی آسان و صمیمیت را در ذهن مخاطب تداعی میکند.