معنی
واژه دخل در زبان روزمره و ادبیات اقتصادی به معنی کل درآمد و وجه نقد حاصل از فروش یا کار است. همچنین به محلی که پول را در مغازه نگه میدارند نیز دخل میگویند. در متون کهن و ریشهشناسی اصلی، این کلمه به معنای درآمدن، نفوذ کردن و داخل شدن در یک مکان یا وضعیت نیز به کار میرود.
یعنی چه
عبارت «دخل» در اصطلاح عامیانه بیشتر در بازارهای سنتی به معنی عایدی روزانه است (مثلاً: دشت اولِ دخل). در عبارات کنایی مثل «دخل داشتن» به معنی ارتباط داشتن، دخالت کردن یا تاثیرگذار بودن در یک امر استفاده میشود.
مترادف
این کلمات در بافتهای مختلف اقتصادی، مکانی و رفتاری میتوانند به جای دخل استفاده شوند.
متضاد
معروفترین متضاد ترکیبی این واژه در زبان فارسی ترکیب «دخل و خرج» است که موازنه مالی را نشان میدهد.
هم خانواده
تمامی این واژهها از ریشه سه حرفی د-خ-ل در زبان عربی مشتق شدهاند.
ریشه
این واژه از ریشه سهحرفی عربی «د-خ-ل» به معنای بنیادینِ وارد شدن چیزی به چیز دیگر گرفته شده است. این واژه پس از ورود به زبان فارسی، تغییر معنایی یافته و در مفهوم اسم مصدر (درآمد مالی) و اسم ذات (صندوق مغازه) بومی شده است. در قرآن نیز این ریشه بیش از ۱۲۰ بار به معنی ورود آمده، اما خود واژه «دَخَل» دو بار در سوره نحل به معنی مکر و فریب پنهانی به کار رفته است.
در جدول
در طراحهای جدول کلمات متقاطع، معمولاً برای راهنمای «درآمد مغازه» یا «مجموع خرج و ...»، کلمه ۳ حرفی «دخل» مد نظر قرار میگیرد.
به انگلیسی
بسته به اینکه واژه دخل در چه جملهای و با چه کارکردی استفاده شود، معادلهای انگلیسی متفاوتی دارد.
جمعبندی و توضیح کامل دخل
واژه «دخل» یکی از کلمات پرکاربرد و اصطلاحی در زبان فارسی است که ریشه در زبان عربی دارد اما در گذر زمان، معانی و بسترهای کاربردی منحصربهفردی در فرهنگ و اقتصاد ایرانیان پیدا کرده است. این واژه در وهله اول یادآور جریان مالی، عایدی روزانه فروشندگان و صندوقی است که پول در آن انباشته میشود؛ مفهومی که در تضاد مستقیم با «خرج» قرار میگیرد و توازن زندگی اقتصادی را شکل میدهد.
از سوی دیگر، این واژه جنبههای معنایی قدیمیتری در قالب مصدر به معنای «داخل شدن» و «نفوذ کردن» دارد که ریشههای آن را میتوان در ساختارهای قرآنی و متون کهن ادبی یافت. در کاربردهای کنایی و عامیانه نیز اصطلاحاتی مانند «دخل کسی را آوردن» (به معنی نابود کردن یا مجازات کردن) یا «دخل و تصرف» نشاندهنده پویایی شدید این واژه سه حرفی در زبان فارسی است.