یعنی چه
در زبان عامه و حقوقی، به شخص یا طرفی گفته میشود که مال، پول یا تعهدی را از دیگری دریافت کرده و موظف به بازپسدهی یا جبران آن است. در اصطلاح حسابداری و دفاتر مالی، بدهکار به ستون دستِ چپ دفاتر اطلاق میشود و نشاندهندهٔ افزایش در حسابهای دارایی یا هزینه، و کاهش در حسابهای بدهی یا سرمایه است.
تلفظ
این واژه به صورت [بِ دِ هـْ کار] با کسره روی حرف اول و دوم تلفظ میشود و یک کلمهٔ اصیل و مرکب در زبان فارسی است.
در جدول
در حل جدول کلمات متقاطع، برای این مفهوم معمولاً واژههای مدیون، مقروض، وامدار یا غریم خواسته میشود.
به انگلیسی
در متون بینالمللی و حسابداری، بخش بدهکار معمولاً با علامت اختصاری .Dr نمایش داده میشود.
به عربی
این مفاهیم حقوقی و مالی در فقه و زبان عربی کاربرد گستردهای دارند.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای اشاره به فرد مقروض از این واژه استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل بدهکار
واژه «بدهکار» یکی از کلمات اصیل و مرکب زبان فارسی است که از ترکیب بن مضارع فعل دادن (بده) و پسوند اتصاف (کار) تشکیل شده است. این کلمه در مفهوم عمومی به کسی اشاره دارد که تعهد مالی یا مادی بر ذمه دارد و باید آن را به طلبکار یا بستانکار بازگرداند. در فرهنگ عامه و ضربالمثلها، این واژه معمولاً نمادی از تنگدستی، عسرت و دغدغههای معیشتی است.
از دیدگاه تخصصی، این واژه در حسابداری جایگاه بسیار مهمی دارد و به ستون سمت چپ دفاتر مالی اشاره میکند که ثبتکنندهٔ افزایش داراییها و هزینههاست. همچنین در متون دینی و قرآنی، اگرچه خود واژه فارسی نیامده، اما مفاهیم مرتبط با حقوق بدهکاران ناتوان (مانند آیه ۲۸۰ سوره بقره که به آیه انظار معروف است) به صراحت مورد بررسی قرار گرفته و بر مدارا با آنان تاکید شده است.