معنی
صیف یک واژه وامگرفته از زبان عربی است که در زبان و ادبیات فارسی به معنای فصل تابستان، موسم گرما و روزهای پس از بهار به کار میرود.
یعنی چه
این کلمه در اصل به معنای زمان پختگی میوهها و اوج گرما است. در متون کهن عربی گاهی به معنای باران تابستانی نیز استفاده شده است.
مترادف
واژههایی که مفهوم فصل گرم سال را میرسانند با صیف هممعنی هستند.
متضاد
مهمترین متضاد این کلمه در زبان عربی و متون کهن شتاء به معنی زمستان است.
هم خانواده
کلماتی که از ریشه ثلاثی مجرد (صـیـف) مشتق شدهاند یا در فارسی با آن ترکیب شدهاند.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ طراحان برای راهنمای «تابستان یا فصل گرما به عربی» کلمه ۳ حرفی «صیف» است.
به انگلیسی
معادلهای دقیق کلمه صیف در زبانهای انگلیسی، عربی و ترکی.
جمعبندی و توضیح کامل صیف
واژه «صیف» یک اسم ثلاثی مجرد و وامواژه عربی در زبان فارسی است که دقیقاً به معنای فصل تابستان و موسم گرما تعبیر میشود. این کلمه در فرهنگ اسلامی و قرآنی نیز جایگاه ویژهای دارد؛ به طوری که یک بار در سوره مبارکه قریش به صورت «رحلة الشتاء والصیف» به کار رفته که اشاره به سفرهای بازرگانی زمستانه و تابستانه قوم قریش دارد. در ادبیات و فرهنگ عامه، صیف نمادی از پختگی، باروری طبیعت، گرما و به ثمر نشستن تلاشهای کشاورزی است.
در زبان فارسی، اگرچه خود کلمه صیف بیشتر کاربرد ادبی و کهن دارد، اما مشتقات و ترکیبات آن مانند «صیفی»، «صیفیکاری» و «صیفیجات» به طور گسترده در زندگی روزمره و کشاورزی استفاده میشوند. نکته مهم در نگارش این کلمه، عدم اشتباه گرفتن آن با واژه «سیف» (با سین) است؛ چرا که سیف به معنی شمشیر بوده و از نظر معنایی هیچ ارتباطی با صیف (تابستان) ندارد.