یعنی چه
عبارت مستقل «زلف زدن» به عنوان یک مصدر مرکب رایج در فرهنگهای لغت شاخص ثبت نشده است؛ اما واژه «زلف» به معنای موی بلند و پیچیده سر است. با این حال، کنایهٔ «به سرِ زلف سخن/حرف زدن» در لغتنامه دهخدا به معنی با استغنا، بیپروا و با ناز و کبر صحبت کردن آمده است. همچنین ترکیبهای مشابهی مانند زلف ساختن به معنی مرتب کردن و آرایش مو کاربرد دارد.
تلفظ
این عبارت از دو واژهٔ «زُلف» (با ضمه روی حرف ز) و «زَدَن» (با فتحه روی حروف ز و د) تشکیل شده است.
در جدول
پاسخ مربوط به این عبارت در جدول خودِ کلمه «زلف زدن» است که دقیقاً از ۶ حرف تشکیل میشود.
به انگلیسی
برای واژه زلف معادلهای انگلیسی فوق که به انواع موی مجعد و بلند اشاره دارند، استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی واژه Zülüf دقیقاً وامواژهای از زلف فارسی است و Saç lülesi به طره و حلقه مو اشاره دارد.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک و عرفان فارسی، زلف جایگاه نمادین ویژهای دارد. در شعر عاشقانه نماد دام عشق، سرگردانی و پیچیدگیهای این مسیر است. در اصطلاح عرفانی، زلف محبوب کنایه از «تجلی جلال الهی به صفت قهر» و نماد «عالم کثرت و ماسویالله» است که همچون حجابی روی حقیقت یا همان جمال الهی را میپوشاند.
جمعبندی و توضیح کامل زلف زدن
واژه «زلف» یک واژه اصیل فارسی به معنی موی بلند، مجعد و زیبایی است که در اطراف سر و بناگوش قرار دارد. اگرچه ترکیب فعلی «زلف زدن» به صورت مستقل در فرهنگهای لغت برجسته مانند دهخدا و معین به عنوان یک مصدر پرکاربرد ثبت نشده، اما در قالب کنایاتی نظیر «به سر زلف سخن گفتن» به مفهوم با ناز، افاده و کبر رفتار کردن نمود پیدا کرده است.
این واژه در ادبیات غنایی و عرفانی ایران فراتر از یک معنای ظاهری رفته و به نمادی از کثرت جهان مادی، حجابِ روی جانان و دامِ مسیر عشق تبدیل شده است. در زبانهای دیگر مانند عربی و ترکی نیز معادلهایی دارد که همگی به نوعی به ویژگیِ فر بودن و زیبایی دستههای مو اشاره میکنند.
نکته جالب این است که در زبان عربی ریشه همنویسه «ز-ل-ف» به معنی تقرب و نزدیکی وجود دارد که در آیات قرآن کریم (مانند زلفاً من اللیل) به کار رفته، اما این ریشه کاملاً با زلف فارسی به معنی موی سر متفاوت و مستقل است.