یعنی چه
عالم اسفل در حکمت و عرفان اسلامی به جهان فرودین، عالم مادی یا همان ناسوت اشاره دارد. این مرتبه از هستی به دلیل دوری از مبدأ نور و کمال مطلق، در پستترین درجه نسبت به عوالم مجرد (مانند ملکوت و جبروت) قرار گرفته و ویژگی اصلی آن کثرت، تغییر، زوال و وابستگی به ماده است.
تلفظ
واژه «عالم» با فتح لام و واژه «اسفل» با فتح همزه و سکون سین و فتح فاء تلفظ میشود؛ در ترکیب به صورت مضاف و مضافالیه خوانده میشود.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول با موضوع جهان مادی، عالم خاک یا عالم ناسوت، عبارت «عالم اسفل» با ۸ حرف یک پاسخ دقیق و سنتی است.
به انگلیسی
در متون فلسفی و عرفانی انگلیسی، برای انتقال مفاهیم عالم اسفل از این عبارات استفاده میشود.
به عربی
این اصطلاح ریشه در زبان عربی دارد و در متون اصلی حکمت و فلسفه اسلامی به همین صورت به کار رفته است.
در قرآن
خود ترکیب «عالم اسفل» به صورت صریح در متن قرآن نیامده است، اما ریشه آن در آیات متعددی به چشم میخورد. برای نمونه در آیه ۵ سوره مبارکه تین آمده است: «ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِينَ» (سپس او را به پایینترین مرحله بازگرداندیم) که بسیاری از مفسران بزرگ آن را به هبوط و نزول انسان به همین عالم مادی و جهان دگرگونیها تعبیر کردهاند.
نماد چیست
در دیدگاه عرفانی و فکری پیشین، عالم اسفل نماد خاک و تاریکی (در مقایسه با نور عالم اعلا) و همچنین نماد زنجیر و زندانی برای روح هبوطکرده انسان است که در بند کثرت و دگرگونیهای مادی گرفتار شده است.
جمعبندی و توضیح کامل عالم اسفل
عالم اسفل یکی از اصطلاحات اساسی و کلیدی در حکمت اسلامی، فلسفه اشراق و عرفان نظری است که به پایینترین مرتبه از مراتب وجود و هستی اشاره دارد. این عالم که به عالم ناسوت، عالم طبیعت و عالم کون و فساد نیز معروف است، همان جهان مادی است که انسان در آن زندگی میکند و ویژگی بارز آن دگرگونی همیشگی، زمانمندی، کثرت و زوالپذیری است.
نکته مهم در نگاه فلاسفه و عرفا این است که عالم اسفل یا جهان مادی به خودی خود امر شر یا بدی انگاشته نمیشود؛ بلکه به دلیل دورترین مرتبه بودن نسبت به مبدأ نور، کمال مطلق و عقول مجرد، دارای نقص، قوه و استعداد بالقوه است. روح انسان در این نظام فکری، موجودی قدسی تلقی میشود که به این عالم فرودین هبوط کرده و وظیفه دارد با سیر و سلوک و معرفت، دوباره به عالم اعلی بازگردد.
به طور خلاصه، فهم عالم اسفل در کنار عوالم بالاتری چون ملکوت و جبروت، ساختار جهانشناسی سنتی را شکل میدهد که در آن هر مرتبه از هستی، آیینه و سایهای از مرتبه بالاتر خود به شمار میرود و جهان مادی، نازلترین و غلیظترین مرتبه این تجلی است.