یعنی چه
در قدیم به سکههای طلا یا نقرهای که مغز آنها از فلزات بیارزشی چون مس یا روی بود و با لایهای نازک از طلا پوشانده میشد، زر قلب میگفتند. این اصطلاح در ادبیات به هر پدیده ظاهرفریب یا انسان دورو نیز اطلاق میشود.
در جدول
در معماها و جداول کلمات متقاطع، پاسخ طلا یا سکه تقلبی و ناخالص، اصطلاح پنج حرفی «زر قلب» است.
به انگلیسی
برای توصیف این مفهوم در زبان انگلیسی از واژگانی استفاده میشود که به جعل، تقلب یا پایه و بیارزش بودن فلز اشاره دارند.
به عربی
در زبان عربی مفهوم ناخالصی و دگرگون شدن ارزش سکه با واژههایی نظیر مغشوش و مزیف بیان میشود.
به ترکی
زبان ترکی عثمانی و مدرن نیز از واژه «قلب» دقیقاً به همین معنای تقلبی در ضرب سکه استفاده کرده است.
به فارسی
در زبان فارسی اصیل و ادبی، برای این واژه معادلهای دقیقی چون زرِ ناسره (ناخالص)، زرِ نبهره، ماخ، سیمِ مغشوش و طلا یا سکه بدلی به کار میرود. متضادهای آن نیز زر سره، زر خالص و زر جعفری هستند.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و اشعار شاعرانی چون حافظ و مولانا، زر قلب نمادی از سالک دروغین، ایمان ظاهری و بیارزش بودن متاع دنیاست؛ متاعی که در محکِ آزمایش روزگار و پیشگاه حقیقت، راز ناخالصیاش برملا شده و رسوا میگردد.
جمعبندی و توضیح کامل زر قلب
اصطلاح «زرِ قلب» یک ترکیب وصفی یا اضافی آمیخته از زبانهای فارسی و عربی است. واژه «زر» ریشهای کهن و پهلوی دارد و «قلب» در این اصطلاح به معنای ثانویه و مجازیِ دگرگونشده، دغل و ساختگی به کار رفته است. در اعصار گذشته، این عبارت به طور عینی برای سکههای طلا و نقرهای استفاده میشد که با فلزات ارزانقیمت ترکیب شده و لایهای فریبنده روی آنها میکشیدند.
در ادبیات فارسی، این مفهوم مادی به یک کنایه اخلاقی و عرفانی عمیق تبدیل شده است. شاعران کلاسیک از زر قلب برای نشان دادن آدمهای دورو، عیارهای دروغین و ادعاهای بیپایه استفاده میکردند که در دادگاه تجربه و محکِ حقیقت، روسیاه و بیاعتبار میشوند.