یعنی چه
جان دانه در واژگان کهن فارسی به بخشی از پیشِ سر نوزاد و کودک گفته میشود که تا حدود یکسالگی نرم است و حرکت نبضمانند دارد. قدما مغز و این بخش از سر را محل و خانهٔ روح نفسانی میدانستند، به همین دلیل آن را ترکیبِ خانه یا محلِ جان (جان + دانه) نامیدهاند.
تلفظ
این واژه از دو بخش مستقل «جان» و «دانه» تشکیل شده است و به صورت روان و بدون تشدید خوانده میشود.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنمای «ملاج کودک» یا «بخش تپنده سر نوزاد»، واژهٔ ۷ حرفی «جان دانه» مد نظر است.
به انگلیسی
در اصطلاحات پزشکی و آناتومی زبان انگلیسی، به این بخش نرم در جمجمه نوزادان Fontanelle میگویند.
به فارسی
معادلهای فارسی روان و رایج این واژه در زبان امروزی «ملاج» و «پیشسر» هستند. همچنین در متون کهن گاهی به معنای مجازیِ دماغ یا مغز نیز به کار رفته است.
نماد چیست
در فرهنگ عامه و ادبیات کهن، جان دانه به دلیل تپش عینی نبض در سر نوزاد و حساسیت فوقالعادهٔ این عضو، نمادی از ظرافت، شروع زندگی و نقطهٔ آسیبپذیر حیات انسانی به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل جان دانه
واژهٔ «جان دانه» یک ترکیب اصیل و کهن در زبان فارسی است که از دو جزء «جان» و «دانه» (به معنای محل و خانه) تشکیل شده است. این واژه در فرهنگهای معتبری همچون دهخدا و معین به عنوان نامی آناتومیک برای ملاج سر نوزاد ثبت شده است؛ همان بخش نرم جمجمه که تا مدتی پس از تولد میتپد و نشانهای عینی از جریان حیات است.
قدما بر این باور بودند که سر و مغز انسان محل استقرار روح و جان است و به همین دلیل این نقطهٔ حساس را خانهٔ جان یا جان دانه نامیدهاند. بررسی این واژه نشاندهندهٔ دقت ظریف زبان فارسی کهن در نامگذاری اعضای بدن بر اساس ویژگیهای زیستی و باورهای فرهنگی است.