معنی
کحل در اصل به معنای سرمه، سنگ سرمه، یا هر نوع دارویی است که برای درمان بیماریهای چشم یا به قصد زیبایی و تیرگی پلکها به چشم کشیده میشود.
یعنی چه
این واژه اشاره به پودر بسیار نرمی دارد که در گذشته از سنگ آنتیموان تهیه میشد و علاوه بر کاربرد آرایشی، برای تقویت بینایی و محافظت از چشم نیز کاربرد داشت. در معنای مجازی به تیرگی طبیعی دور چشم نیز گفته میشود.
مترادف
واژههایی مانند سرمه و توتیا دقیقترین معادلهای فارسی این کلمه هستند. اثمد نیز نوعی سنگ سرمه مرغوب است.
متضاد
برای این واژه متضاد مستقیم و لغوی ثبت نشده است، اما از نظر مفهومی و رنگی، واژههایی که دلالت بر سپیدی مطلق دارند در برابر سیاهی سرمه قرار میگیرند.
هم خانواده
این واژهها از ریشه سه حرفی (ک-ح-ل) مشتق شدهاند؛ مانند کحال به معنی چشمپزشک سنتی و مکحله به معنی سرمهدان.
ریشه
ریشه این واژه عربی است و به پودر نرم آنتیموان اشاره دارد. جالب است بدانید که این کلمه بعدها وارد زبانهای اروپایی شد و سیر تحول معنایی آن در اروپا در نهایت واژه alcohol (الکل) را پدید آورد.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع، اگر به دنبال یک واژه سه حرفی به معنی سرمه یا داروی چشم باشید، پاسخ دقیق آن کحل است.
جمعبندی و توضیح کامل کحل
واژه کحل یکی از کلمات اصیل و کهن در ادبیات و زبانشناسی شرق است که پیوند عمیقی با فرهنگ، زیباییشناسی و حتی طب سنتی خاورمیانه دارد. این واژه در اصل به معنای سرمه یا هر ماده دارویی و آرایشی است که به چشم کشیده میشود تا علاوه بر تیره و زیباتر کردن پلکها، مایه جلا و روشنایی چشم شود.
اگرچه این لفظ به صورت مستقیم در متن قرآن کریم نیامده است، اما در احادیث، روایات اسلامی و طب سنتی به عنوان یک سنت توصیهشده برای حفظ سلامت چشم جایگاه ویژهای دارد. در ادبیات عرفانی و شعر فارسی نیز شاعران بارها از ترکیباتی نظیر «کحلالجواهر» یا «کحل بصیرت» به صورت استعاری استفاده کردهاند تا به سرمه معرفت و بینش عمیق دل اشاره کنند که چشم حقیقتبین انسان را باز میکند.