یعنی چه
در اصطلاح فلسفه و مابعدالطبیعه، جوهر به موجودی گفته میشود که قائم به ذات است؛ یعنی برای موجود شدن در خارج، نیازی به تکیه کردن بر یک موضوع یا محل دیگر ندارد (مانند سنگ، درخت یا انسان). در تعریف دقیق فلسفه اسلامی، جوهر ماهیتی است که اگر در خارج یافت شود، در موضوعی بینیاز از آن یافت نمیشود.
تلفظ
تلفظ این واژه به فتح جیم و سکون واو به صورت «جَوهَر» است.
در جدول
پاسخ دقیق برای این عبارت ۱۱ حرفی در جدول، خود کلمه «جوهر در فلسفه» یا واژگانی چون ذات، گوهر، مایگی و عین است.
به انگلیسی
در متون فلسفی غربی، واژه Substance دقیقترین معادل برای جوهر (قائم به ذات) است. واژه Essence نیز گاهی در معنای ذات و چیستی استفاده میشود، هرچند اسنس بیشتر معادل «ماهیت» قرار میگیرد.
به فارسی
معادلهای اصیل فارسی این مفهوم شامل واژگانی چون گوهر، ذات، اصل، مایگی، بُوِش و زیرنهاد (موضوع) است. این واژه کاملاً ریشه ایرانی دارد و شکلِ معرّب (عربیشده) واژه «گوهر» در زبان پهلوی (gohr) به معنای سرشت و طبیعت است که در نهضت ترجمه برای برگردان اصطلاحات یونانی به کار رفت.
در قرآن
واژه «جوهر» با این لفظ یا در این معنای اصطلاحی و فلسفی خاص، در متن قرآن کریم به کار نرفته است.
نماد چیست
در فلسفه سنتی و کیمیاگری، جوهر نماد «حقیقتِ پنهان و دگرگونیناپذیر» یک شیء است که در پشت تغییرات ظاهری (اعراض) قرار دارد. در سنت ارسطویی، جوهر به ۵ قسم (عقل، نفس، جسم، ماده/هیولا و صورت) تقسیم میشود که هرکدام نماد مرتبهای از پایههای ساختاری جهان هستند.
جمعبندی و توضیح کامل جوهر در فلسفه
مفهوم جوهر یکی از کلیدیترین و بنیادیترین مباحث در تاریخ فلسفه، منطق و مابعدالطبیعه است. جوهر در اصل به آن دسته از موجوداتی اطلاق میشود که وجودشان مستقل بوده و برای تحقق در جهان خارج، نیازی ندارند که به عنوان صفت یا حالتی بر چیز دیگری بار شوند؛ به عنوان مثال، یک «درخت» یا «انسان» به طور مستقل موجود میشود و جوهر نام دارد.
در مقابل جوهر، مفهوم «عَرَض» قرار دارد که کاملاً وابسته به جوهر است؛ مانند رنگِ درخت یا قدِ انسان که نمیتوانند به تنهایی و بدون وجود یک جسم (جوهر) در جهان ظاهر شوند. واژه جوهر اصالتی کاملاً ایرانی دارد و شکل عربیشده (معرب) واژه «گوهر» در زبان پهلوی است که حکما و مترجمان در دوران اسلامی آن را به عنوان برابرساز اصطلاح فلسفی یونانی برگزیدند.
در نظامهای فلسفی گوناگون، به ویژه سنت ارسطویی و فلسفه اسلامی، جوهر به دستههای متفاوتی نظیر عقل، نفس، جسم، ماده و صورت تقسیم میشود. این مفهوم به ما کمک میکند تا ساختار جهان هستی را به دو لایه بنیادینِ پایدار (جوهر) و تغییرات ظاهری و پیرامونی (اعراض) تفکیک کنیم و درک عمیقتری از چیستی موجودات به دست آوریم.