یعنی چه
لبه فرار به بخش انتهایی و نازک بال هواپیما، پروانه یا پرههای توربین گفته میشود. در این قسمت، جریان هوایی که از روی سطح بالایی و زیرین بال عبور کرده است، مجدداً به یکدیگر میپیوندند و از جسم جدا میشوند. طراحی دقیق این لبه تأثیر مستقیمی بر میزان نیروی پسار (Drag) و پایداری پرواز دارد.
تلفظ
این اصطلاح از دو واژهٔ «لبه» (Labeh) و «فرار» (Farār) تشکیل شده است که به صورت پیاپی و با کسرهٔ اضافه خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع و طراحان سوالات کنکوری یا عمومی، پاسخ این واژه ۷ حرفی است. همچنین ممکن است به عنوان مترادف از عباراتی چون لبه خروجی یا لبه عقب استفاده شود.
به انگلیسی
در متون تخصصی هوافضا و مکانیک سیالات، این اصطلاح را با Trailing Edge شناخته و به اختصار TE مینامند.
به عربی
در زبان عربی برای توصیف این بخش از بال یا پره، از عبارت «الحافة الخلفية» به معنای لبهٔ پشتی یا عقبی استفاده میشود.
به فارسی
این عبارت یک گرتهبرداری و ترجمهٔ تحتاللفظی از زبان انگلیسی است. معادلهای دیگر آن در زبان فارسی «لبهٔ عقب» و «لبهٔ خروجی» هستند که در مهندسی مکانیک کاربرد دارند.
نماد چیست
در مهندسی آیرودینامیک، لبه فرار نماد و محل اصلی برای کنترل پایداری جریان سیال و کاهش نیروی مقاومت هوا (پسار) است. همچنین این بخش به عنوان بستر اصلی نصب قطعات متحرک کنترلی هواپیما مانند فلپها و شهپرها شناخته میشود.
جمعبندی و توضیح کامل لبه فرار
اصطلاح «لبه فرار» یک واژهٔ کاملاً علمی و تخصصی در صنایع هوافضا، مکانیک سیالات و آیرودینامیک است. این بخش که در انتهای بال هواپیما یا پرههای توربین قرار دارد، محل بازپیوند جریانهای هوا یا سیالی است که از سطوح بالا و پایین عبور کردهاند. طراحی هندسی فوقالعاده دقیق این ناحیه به منظور به حداقل رساندن تلاطم و نیروی پسار انجام میشود.
از نظر زبانشناسی، این ترکیب یک ترجمه تحتاللفظی یا گرتهبرداری از عبارت انگلیسی Trailing Edge است و ریشه کهن در ادبیات فارسی ندارد. اهمیت لبه فرار در سازههای پروازی علاوه بر هدایت صحیح جریان باد، در میزبانی از سطوح فرمانپذیری کلیدی مانند فلپها و شهپرها است که تغییر وضعیت هواپیما در آسمان را ممکن میسازند.