یعنی چه
سرگین سوسمار یک ترکیب اضافی در زبان فارسی است که به فضله یا مدفوع خشکشده جانور سوسمار (بهویژه گونه ضب یا سوسمار خاردم) اشاره دارد. در کتابهای کهن پزشکی و طب سنتی ایران مانند کتاب قانون ابنسینا، این ماده به عنوان یک داروی پاککننده و جلانده (جالی) شناخته میشده و برای درمان برخی عوارض پوستی و چشمی تجویز میشده است.
تلفظ
این عبارت به صورت «سَر/گینِ/ سو/سْ/مار» (sargin-e sūsmār) تلفظ میشود. واژه سرگین با فتح سین و سکون راء، و سوسمار با ضمه سین اول خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنمای «فضله سوسمار» یا «مدفوع سوسمار»، واژه ۱۱ حرفی «سرگین سوسمار» یا معادل عربی آن قرار میگیرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به این مفهوم علمی و طبیعی از ترکیبات Lizard dung یا Lizard droppings استفاده میشود.
به فارسی
این واژه خود یک ترکیب اصیل فارسی است. واژه «سرگین» از ریشه اوستایی به معنی نجاست و مدفوع گرفته شده و «سوسمار» نیز نام فارسی این جانور خزنده است. از مترادفهای آن در متون کهن فارسی و عربی میتوان به «فضلهالضب» و «زبلالضب» اشاره کرد.
نماد چیست
سرگین سوسمار در فرهنگ اساطیری نماد خاصی نیست، اما در ادبیات پزشکی قدیم و میان عطاران، نمادی از ضمادها و داروهای حیوانی بسیار کمیاب، عجیب و در عین حال قوی برای پاکسازی پوست و رفع سفیدی چشم به شمار میرفته است.
جمعبندی و توضیح کامل سرگین سوسمار
عبارت «سرگین سوسمار» ترکیبی اصیل در زبان فارسی است که از دو واژه سرگین (به معنی فضله) و سوسمار تشکیل شده است. این واژه برخلاف ظاهر عامیانهاش، پیشینه مفصلی در متون طب سنتی و داروسازی کهن ایران دارد و در کتابهای مرجعی چون قانون در طب اثر ابنسینا و تحفه حکیم مؤمن به عنوان یک ماده دارویی از آن یاد شده است.
در طب قدیم، از فضله خشکشده سوسمار (بهویژه سوسمار خاردم که در عربی ضب نامیده میشود) به دلیل خاصیت جلاندهی و پاککنندگی بالا، برای از بین بردن لکههای پوستی مانند ککومک و کلف و همچنین برطرف کردن لکهای سفید داخل چشم (بیاضالعین) به صورت ضماد استفاده میکردند. امروزه این واژه بیشتر در ادبیات کهن، اصطلاحات عطاری قدیمی و به عنوان یک طراح سوال در جدولهای کلمات متقاطع کاربرد دارد.