یعنی چه
این واژه به معنای به فغان و زاری واداشتن، به تلاطم انداختن (مانند دریا) و همچنین تحریک و بیدار کردن هیجانات، خشم یا شادی در یک گروه یا فرد است.
تلفظ
تلفظ دقیق این فعل مرکب به صورت «دَر خُ روشْ آمَ دَ» (dar xorōš āvardan) است.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول «در خروش اوردن» با ۱۱ حرف است. از کلماتی چون شوراندن یا تحریک کردن نیز استفاده میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به متن کاربرد، از افعالی که معنای تحریک، برانگیختن یا به غرش درآوردن را میدهند استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی افعالی که به باب تفعیل یا مفاهیم صیحه و تهییج مربوط میشوند، نزدیکترین معادلها هستند.
به فارسی
مترادفهای فارسی این عبارت شامل برانگیختن، به فغان آوردن، شوراندن، غران ساختن و تحریک کردن است. واژههای همخانواده آن خروش، خروشیدن، خروشان و پرخروش هستند که ریشه در زبان اوستایی و پهلوی دارند.
جمعبندی و توضیح کامل در خروش اوردن
عبارت «در خروش آوردن» یک فعل مرکب متعدی و اصیل در زبان فارسی است که ریشه در واژه اوستایی «xraos-» به معنی فریاد و بانگ زدن دارد. این عبارت در طول تاریخ زبان فارسی معنای پویایی داشته و هم برای پدیدههای طبیعی مانند متلاطم کردن دریا و به غرش درآوردن امواج به کار رفته و هم در توصیف حالات انسانی برای به فغان آوردن یا تحریک احساسات شدید استفاده شده است.
در ادبیات حماسی ایران، به ویژه در شاهنامه فردوسی، این اصطلاح جایگاه ویژهای دارد؛ به طوری که در خروش آوردنِ طبلها، کوسها و سپاهیان نمادی عینی از آغاز جنگ، شور حماسی و بیداری ملی به شمار میرود. این واژه به خوبی انتقالدهنده حس غلیان، حرکت و پویایی مهارناپذیر است.