یعنی چه
این اصطلاح دو معنای مجزا دارد؛ در متون طب سنتی و پزشکی کهن، به شربتهای دارویی غلیظ و قوامیافتهای (مانند شراب بنفشه) گفته میشد که از جوشاندن شکر با آب یا عصارههای گیاهی بدون الکل به دست میآمد. در فرهنگ عامه و لغتنامههای کهن (مانند آنندراج)، به نوعی باده و مسکر رایج در هندوستان قدیم نیز اطلاق میشد که پایه اصلی آن تخمیر نیشکر بوده است.
در جدول
در مسابقات شرح در متن و جداول کلمات متقاطع، پاسخ این ترکیب ۷ حرفی است و با توجه به طراح جدول میتواند به عنوان معادل شربتهای طبی یا می هندی مد نظر قرار گیرد.
به انگلیسی
با توجه به دوگانگی معنایی، در متون پزشکی معادل شربت قند و در متون تاریخی معادل مسکر حاصل از نیشکر (شبیه به روم امروزی) ترجمه میشود.
به عربی
در متون طب اسلامی و قدیمی عربی، این ترکیب دقیقاً به همین صورت برای اشاره به پایههای شیرین داروهای مایع استفاده شده است.
به فارسی
واژگان جایگزین و مترادفهای فارسی آن شامل شربت شکر، افشره قوامیافته و در ادبیات غنایی کنایه از شهد و نوشینروان است.
در قرآن
ترکیب عینی «شراب شکر» در متن قرآن کریم وجود ندارد. با این حال، کلمه «شراب» به معنای عام نوشیدنی در آیاتی مانند آیه ۶۹ سوره نحل (یَخْرُجُ مِنْ بُطُونِهَا شَرَابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ) و واژه «سَکَراً» به معنی نوشیدنی مستکننده در آیه ۶۷ همان سوره به کار رفتهاند.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و اصطلاحات صوفیه، شراب نماد عشق و مستی روحانی است و پسوند شکر به شیرینی، لذت خالص و وضوح این معرفت اشاره دارد. بنابراین، شراب شکر کنایه از سکر حاصل از مناجات است که هیچگونه خماری و تلخی به همراه ندارد.
جمعبندی و توضیح کامل شراب شکر
واژه «شراب شکر» ترکیبی اصیل با دو کاربرد کاملاً متفاوت در تاریخ فرهنگ و علم ایران است. از یک سو در متون طب سنتی به شربتهای دارویی و غیرالکلی که با قوام آوردن شکر و عصارههای گیاهی ساخته میشدند اشاره دارد و از سوی دیگر در متون جغرافیایی کهن، نمادی از یک نوشیدنی مسکر هند بر پایه نیشکر بوده است.
در قلمرو ادبیات و عرفان فارسی، این واژه تغییر ماهیت داده و به یک استعارهی زیبا بدل شده است. شاعران و صوفیان از این اصطلاح برای توصیف حلاوت بیپایان عشق الهی و مستی معنوی استفاده میکردهاند که برخلاف شرابهای دنیوی، تلخی و سردرد به همراه ندارد و جان سالک را شیرین میکند.