یعنی چه
واژه شهله بسته به ریشه خود دو معنای متفاوت دارد؛ در اصطلاح فارسی به معنای پیه، چربی روی گوشت یا گوشت بسیار چرب است. در ریشه عربی، این واژه به معنای پیرزن، زن سالخورده و همچنین زنی که در سن میانسالی و اوج پختگی عقل قرار دارد به کار میرود. علاوه بر این، به حالت خاصی از چشم (میشچشمی) که سیاهی آن با کبودی یا سرخی آمیخته باشد نیز اشاره دارد.
تلفظ
تلفظ رایج و دقیق این کلمه در زبان فارسی و عربی به صورت «شَهْلَه» (فتح شین و سکون هاء) است، اگرچه در برخی از متون متقدم و کهن ضبط آن به صورت «شُهْلَه» (ضم شین) نیز مشاهده شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی نظیر «شهله»، «شرحه» یا «عجوز» با توجه به تعداد حروف و طراح سوال، به عنوان پاسخ کلماتی مثل چربی گوشت یا پیرزن قرار میگیرند.
به انگلیسی
در برگردان انگلیسی، با توجه به بافتار متن و معنای مدنظر، از واژگان مربوط به چربی یا سن بالا استفاده میشود.
به عربی
این واژه ریشه مشترکی در زبان عربی دارد و در متون عربی بسته به کاربرد، به پیه یا پیرزن دلالت میکند.
به ترکی
در زبان ترکی معادل مشتق مستقیمی برای این لفظ وجود ندارد و برای رساندن معنای آن از واژههای توصیفی استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این واژه در متون ادبی و عامیانه شامل چربی، پیه، چربو (برای معنای اول) و پیرزن، زال یا عجوز (برای معانی کهن و عربی) است.
نماد چیست
واژه «شهله» به خودی خود نماد مظهر یا مفهوم خاصی در ادبیات و عرفان فارسی نیست؛ با این حال، کلمه همخانواده و مشتق آن یعنی «شهلا» در شعر و ادب پارسی نماد چشم خمار، زیبا و جذاب معشوق است.
جمعبندی و توضیح کامل شهله
واژه «شهله» از جمله کلماتی است که در زبان فارسی کاربرد دوگانهای دارد و ریشههای آن مورد اختلاف است. در کاربرد عامیانه و مکتوب فارسی، این واژه بیشتر دگرگونشده یا همارز کلماتی چون «شرحه» و «شحله» تلقی شده و به معنای چربی روی گوشت یا گوشت بسیار فربه و چرب به کار میرود.
از سوی دیگر، در ریشهشناسی عربی و لغتنامههای کهن مانند دهخدا، این واژه معنایی کاملاً متفاوت یافته و به پیرزن، زن سالخورده یا زنی که در کمال عقل و میانسالی است اشاره دارد. همچنین اصطلاحاً برای توصیف چشمی که رنگ مشکی آن با کبودی یا سرخی آمیخته شده (میشچشم) استفاده میشود. این واژه در قرآن کریم کاربردی ندارد و امروزه بیشتر در لغتنامهها و حل جدول مورد توجه قرار میگیرد.